تبليغاتX
آرش فخرآور

آرش فخرآور

 

وبلاگ جنبش دانش آموزی

 

www.NGO-daneshamozi.blogfa.com

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 19:53 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


جدیداً شاهد تحولی عظیم در شبکه های ماهواره ای شده ایم .با حضور امیر عباس فخرآور و برنامه های جالب ایشان تعداد بینندگان این شبکه را به حد اکثر خود رسانده .امیر عباس فخرآور روزهای یک شنبه از ساعت ۷.۵ تا۸.۵  روزهای سه شنبه از ساعت ۶.۵ تا ۷.۵ و روز های پنج شنبه از ساعت ۶.۵ تا۶.۵ تا ۷.۵با نشان دادن فیلم ها و مدارک نابود کننده علیه جمهوری اسلامی خواب را از  عوامل رژیم  گرفته است امید است با حمایت همه ما این برنامه به بزرگترین برنامه جهت آزاد سازی ایران تبدیل شود .

دوستان عزیز با تماس با این برنامه خواسته های خود را بیان کنید تا به آن رسیدگی شود .

با تشکر:

آرش فخرآور دبیر کل ((جنبش دانش آموزش ایران))

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 13:16 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


 

 

 arash fakhravar

به نام يزدان پاك

درود فراوان بر تمام مردم آزادي خواه ايران

ما همه مي دانيم كه خون ابر مرد تاريخ جهان دررگ هاي ما جاري است و بايد از اين خون مراقبت كنيم و اين مراقبت با آزادي ايران تكميل مي شود ايران در طول تاريخ مدام در حال جنگ براي آزادي بهتر است و هيچ وقت از اين كار خسته نمي شود ايران همچون كوروش كبير،داريوش كبير، سياوش ،آرش كمانگير، كاوه ي آهنگر،فريدون ،رستم دستان و... را در خود پرورش داده است حال بعد از چندين سال دنبال استوره اي مي گردد كه به آزادي ايران كمك كند اينك ما همه مردم  همان كساني هستيم كه ايران دنبالش مي گردد ما بايد با زنده نگه داشتن عمل كردمان در سالهاي گذشته خود را دوباره نشان دهيم اين كار سختي نيست فقط شهامت شجاعت و بزرگي مي خواهد . 16 آذر روزي است كه ما بايد درآن روز خودمان را نشان دهيم و بگوييم كه هنوز زنده ايم .16 آذر روز دانش جو روزي بزرگ براي دانش جويان است دانش جويان همان كساني هستند كه هماسه هاي در طول اين 29 سال آفريدن پس آمدن به بيرون براي اعتراض به رژيم  براي آنها نبايد دشوار باشد ما دانش آموزوان به حمايت از دانش جويان به بيرون مي آييم تا ايران آگاه شود كه دانش آموزان هنوز آنقدر ضعيف نشده اند كه نتوانند در كنار برادران خود مبارزه كنيم اميد واريم كه در آن روز تمام دانش جويان به همراه دانش آموزان براي اعتراض برخيزند و مردم هم آنها را حمايت كنند.

اميد وارم هنوز همان مردم باشيم

پاينده ايران

آرش فخرآور دبير كل((جنبش آزادي ايرانيان _ جنبش مستقل دانش آموزي))

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 11:39 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


 

باز باران ،  با ترانه ، با گفتنی های فراوان ، از دست این جلاد زمانه ؟؟!!

یاران من چقدر سخت است فریاد نزدن ؟

چقدر درد آور است ننوشتن ؟

و چقدر لذت بخش است شلاق استبداد اگر با خلوص پاک در راه آزادی وطن قدم بر داشتن  شیرین است بر جان خریدن بخاطر خلق در بند زنجیر استبداد  را

و چقدر زیباست بخاطر آزادی  ۳۵ روز سلول انفرادی

یاران من ، درد دلی فراوان در سینه دارم ، آیا می توان سخن گفت ؟

گفتنی های تلخ و شیرین  ، کتک خوردن ، با مشت و لگد چندین نفر بر جان انسان بی پناه چشم بسته و دست بسته !! چقدر افتخار است ! برای عده ایی خود فروخته که با کوبیدن هر مشتی بر سر انسان کتف بسته !!

می گویند آقای من !! سرور من !! فقط بخاطر تو خونش را بر زمین نمی ریزیم ؟ مبادا دشمنان اسلام بخاطر کشتن سگ کثیفی !! تو را مورد انتقاد قرار بدهند !!  پس در این ماه پر فیض رمضان از ما قبول کن که جز در راه تو هر گز قدمی بر نداریم ؟؟!!

شاید خیلی ها برایشان افسانه و قصه باشد چنین جملاتی و فکر کنند باز هم دروغ است ؟

ولی برایم مهم نیست چون می دانم کتک خوردن و شکنجه شدن در راه آزادی خلق در بند   در کارنامه شرافت انسانیم افتخاری بس بزرگ است که کمتر نصیب انسانها می شود همانطوری که هموطنانم در لباس مدافعان اسلام و انقلاب موقع ضرب و شتم می گفتند آقای من قبول کن !!  من هم می گویم هموطنان و آزادیخواهان  ایرانی من اگر  نتوانستم جانم را در این راه فدای این آب و خاک کنم  یارانم تا همین اندازه که به حکومت باز هم گفتم  ( هرگز تن به ذلت نخواهم داد ) از من قبول کنید که جز آزادی کلامی دیگر از من نشنیدند

یاران من شاید باز هم اینبار جانم را از من بگیرند  چون باید سکوت می کردم و  شاید هم اینکار را می کردم

ولی در قسمت نظرات تائید نشده از سوی یک هموطن بی نام و آدرس  سخت مرا بفکر فرو برد که اگر سکوت کنم  بر گفته های این انسان خودخواه طرفدار نظام مهر تائید زده باشم چون این شخص که گفته هایش را در سطر پائین کپی خواهم کرد واقعا با این مطالبش آن چنان من را زجر داد  و بر تن زخمیم نمک پاشید که هرگز آن جلادان نتوانستند این چنین آزارم دهند ولی این شخص با بی انصافی تهمت بس سنگین نثار من و خانواده ام کرد  خواهش می کنم  به جملاتی که بکار برده خوب دقت کنید و قضاوت آن را به همه شما یاران می سپارم

-----------------------------------

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 18:49 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


حمیدرضا محمدی ممنوع الملاقات شد

حمید رضا محمدی از زندانیان سیاسی  که بر خلاف قانون تفکیک جرایم و  در اعتراض به وضعیت پرونده خود ،شرایط نا مناسب زندان ،عدم تفکیک جرایم ، که در بند 350 کارگری اوین محکمیت 6ساله را مد گذراند،به عنوان تنبیه و تحت فشار قرار دادن نامبرده به اندر زگاه 7 زندان اوین (اموزشگاه ) انتقال داده شده   ،که   در انجا نیز دست از اعتراض برنداشته و همچنان به انتقال خود به دستور عوامل وزارت اطلاعات مستقر در بند مستقل 209 اوین معترض بوده و اعتراض خود را به مقامات زندان اعلام کرده است . وهمین امر باعث شده که حمید رضا محمدی را از ملاقات با خانواده خود محروم و ممنوع کنند .

 

ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندان اوین

اخرین خبرها از زندان اوین حکایت از ادامه اعتصاب غذای زندانیان 1. فرهاد وکیلی 2. صباح نصری3. هدایت غزالی که از زندانیان کرد در بند ،هستنددارد  .  اعتصاب زندانیان نامبرده  به علت کشتار و اعدامهای وحشیانه و غیر قانونی در دیار ستم دیده و مظاوم کردستان میباشد . حال عمومی و مزاجی اعتصابیون بد و نگران کننده اعلام شده است یاد اور میشود فرهاد وکیلی دارای 3 فرزند و سالها سابقه مدیریت در ادارات دولتی را دارا است جند ین ماه میباشد که از ملاقات با همسر و فرزندان خود محروم بوده است .

 

هاشم شاهین نیا زندانی سیاسی تبعیدی

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

هاشم شاهین نیا از زندانیا ن سیاسی  که بعد از بازداشت مجدد،توسط قاضی حداد (دهنود ) رییس شعبه 26 دادگاه انقلاب به 6سال زندان محکوم شد .پس از تحمل شرایط سخت در بند انفرادی 209 وزارت اطلاعات و بند 350کار گری به زندان مرکزی بوشهر تبیعد شد  .و این  در حالی است که نامبرده   نزدیک به 2 سال که از محکومیتش میگذشت و در این مدت به مرخصی هم اعزام نشده بود به یک باره خبر سکته قلبی و عارضه مغزی مادرش را به وی اعلام میکنند . هاشم شاهین نیا پس از تلاش بسیار موفق به دریافت 10 روز مرخصی از زندان شده و به دیدار مادر بیمارش رفته ودرفردای بازگشت   به زندان، بدون هیچ توجیه و توضیحی نامبرده را به زندان مرکزی بوشهر منتقل میکنند . در حالی که نزدیک به یک سال که ازتبعیدش میگذرداجازه ملاقات با خانواده نداشته و این اواخر به علت مشکلات مالی و فراهم نبودن کارت تلفن کمتر موفق به تماس تلفنی با منزل شان  بوده است .

اخرین خبر حکایت از دچارشدن هاشم شاهین نیا به عارضه قلبی دارد که بنا بر نظر پزشک زندان بوشهر نامبرده باید سریعا به خارج از زندان منتقل شده و تحت مراقبتهای ویژه پزشکی قرار بگیرد ومسئولین قضایی مخالف انتقال وی به مراکز مجهز درمانی خارج از زندان هستند . 

 

گزارشی از عدم امکانات در زندان رجایی شهر

اخرین خبرها حکایت از این دارد که موج گرانی ارزاق و مایحتاج عمومی گریبان سازمان زندانهارا هم گرفته است . وضعیت اب و غذا در زندانها بسیار  بد بوده است.

  واین روزها غذای زندان بطور وحشتناکی هم از نظر کیفیت و کمیت زندانیان نگون بخت را دچار مشکلات دیگری کرده است . و سازمان زندانها و مدیریت زندان رجایی شهر حاضر نیستند در پی رفع این مشکل زندانیان باشند و از بود جه ای که از دولت در یا فت  کرده و میکنندمبلغی را صرف تامین اب سالم و بهداشتی و غذایی مناسب برای زندانیان و یا فراهم کردن امکانات رفاهی ( یخچال تلویز یون تخت پتوملحفه لباس گرم برای زمستان . . .)تفریحی (لوازم ورزشی مناسب و ایجاد مکانی برای مطالعه و ورزش. . )بهداشتی ( صابون شامپو دارو . .. ) کنند.

نبود امکانات ،کیفیت بد غذا  و کمیت ان ،نبود دارو و امکانات پزشکی مناسب و  تجهیزات ابتدایی سالم ،وجود بازار سیاه که از طرف مسئولین زندان حمایت میشود ،رواج روز افزون مواد مخدر در انواع مختلف، نبود بهداشت عمومی، نا کافی بودن سرویس های بهداشتی و حمام با اب گرم  ، به علت ازدیاد غیر استاندارد زندانیان در زندان رجایی شهر، فرسوده بودن سیستم حرارتی و برودتی ،گرفتگی سیستم مجاری فاضلاب زندان، خرابی سیستم دفع فاضلاب زندان وجود انواع حشرات موذی (شپش ،سوسک،...)

همه اینها حکایت از اسفناک بودن شرایط انسانی زندانیان خصوصا زندانیان سیاسی  در زندان رجایی شهر را دارد .

با تشکر از :مهرداد

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 15:42 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


با یاد و نام ایزد پاک که هرچه داریم از لطف بی منتها و بی منت اوست

جنبش مستقل دانش آموزی  

تاریخچه دموکراسی

واژه دموکراتی یونانی و به معنای جماعت عامه سواد اعظم افراد زحمت کش

رنجبر و کاسب کار است . اصل این کلمه از دمدس ( Demos ) و

کراتوس (kratos) ترکیب شده معنای جماعت و ملت و کراتوس هم

شامل حکومت و قدرت است . ایزم به معنی پرستیدن و دموکراتیزم

یعنی دموکراتی پرستیدن به عبارتی معنی دوست داشتن و محبت کردن

به عامه جماعت پرستی را نیز در بردارد . شخصی که از مسلک

دموکراتیزم پیروی می کند یعنی دموکرات پرست جماعت پرست و عامه

دوست است . واژه دموکرات خود دو معنی دارد یکی طبقات عامه و دیگری

حکومتی که در آن حق حاکمیت با عامه جماعت است . دموکرات کلمه

متضاد آرسیتو کرات ( حکومت اشرافی ) است کلمه آرسیتو کرات هم

یونانی الاصل است و از آریستوس ( Aristos ) به معنی عالی و ممتاز و

کراتوس تشکیل شده . این حکومت حکومت طبقات عالیه و ممتاز شامل

نجبا و کسانی که از دسترنجطبقات رنجبر جامعه معاش می کنند .

دموکراسی در هر مملکت متفاوت است البته در جوهر و مقصود فرقی نمی

کند . ایرانیان در پی یافتن واژه فارسی معادل دموکرات بودند و سرانجام

واژه ( عامیون ) انتخاب شد .

اهداف و اصول دموکراسی

هدف دموکراسی این است که بر عالم سیاست استیلا یابد و اداره زندگی

بشر را در دست گیرد .

اهداف دمدکراسی عبارت است از :

حمایت از افراد بشر و مساوات بین افراد

اتحاد سیاسی جماعت کارگران و رنجبران

اجرا و عمل به قانون

مخالف حضور روحانیون در سیاست زیرا روحانیت نمی تواند در حکومت دخیل

باشد . ( جدایی دین و سیاست ) هدف این نیست که اسلام زیر پا گذاشته

شود بلکه هدف موازنه متقابل اجتماع و دین است .

طرفداری از مردم ستم دیده اجتماع

مدافع آزادی و حقوق ملت

رعا یت حقوق کارگر و رعیت

آزادی بیان قلم مذهب عمل اندیشه و تلاش برای آزادی زنان

بر قراری مساوات و عدا لت

تحصیل رایگان و همگانی

و بیدار کردن مردم از خواب غفلت .

و ما دانش آموزان با پایبند بودن به اصول دموکراسی در صدد بازسازی

فرهنگ از دست رفته کشور عزیزمان ایران برآمده ایم .

ما آمده ایم تا هویت خود و دیگران را بشناسیم و بیاموزیم که به

فرهنگ خود پایبند باشیم و احساس تعلق به جامعه خودی و مسئولیت در

 قبال آن را یاد بگریم و به هم متذکر شویم.

ما خواستاره برابری تمام اقشار اقوام و جنسیت ها هستیم و می خواهیم

رعایت حقوق یکدیگر را به هم آموزش دهیم و تعادل را میان سنت و تجدد بر

قرار کنیم . و با شناخت و ریشه یابی مشکلات اجتماع با تبعیض و بی عدالتی

و خشونت علیه کودکان (کاری حقوق بشری ) مبارزه کنیم

و در آخر با تجلیل و تکریم از مختر عان مبتکران بزرگان و دانشمندان به مقام

آنان و جایگاه علم در جامعه ارج نهیم

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 21:4 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


بنام آزادی و بنام خلق بپا خواسته

باری دیگر حکومت جهل و جنون حکومت سر کوبگر مستبد آخوندی در ایران ماهیت ضد بشری خود را نمایان کرد و اینباردرتاریخ ۱۱/ ۳/ ۸۷ یک دختر ایرانی  یک  ایراندوخت از قبیله عشق به میهن وبلاگ نویس آزادیخواه خانم ناهید کلهر دانشجوی ۲۲ ساله رشته زیست شناسی در قم و توسط مامورین وزارت اطلا عات رژیم دستگیر و به جای نامعلومی انتقال داده شد خانم ناهید کلهر وبلاگ نویسی ( بنام آزادی بی بها نیست ) طعم این نوشته خود را به همگان چشان که واقعا در ایران آزادی بی بها نیست ؟ و رفت تا بهای آزادی در ایران را و در سلولهای مخوف رژیم بپردازد

جا دارد پایگاه خبری زندانیان سیاسی در ایران فریاد رس این دختر بازداشتی در چنگال خون آشام رژیم باشد و از همه مدافعان حقوق بشری و مبارزان راه آزادی می خواهد صدای مظلومیت زندانی در بند ناهید کلهر باشند تا با پیگیری های لازم اجازه ندهند بار دیگر مرگ مشکوک دیگری در بازداشتگاههای رژیم صورت گیرد که اگر سکوت کنید شاهد این چنین مرگهایی در ایران خواهیم بود پس دست یاری خود را بسوی شما یاران دراز کرده و می گوییم از ناهید کلهر حمایت بعمل آورید تا هر چه زورتر شاهد آزادی بدون قید و شرط این دانشجو باشیم

لذا کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران به حاکمان رژیم هشدار می دهد هر گونه بد رفتاری و یا اینکه شکنجه روحی و جسمی که منجر به مرگ این دانشجو شود حکومت وزارت اطلاعات و شخص رهبری را مسئول دانسته و بهانه های واهی را هم نخواهیم پذیرفت و رژیم را مسئول حفظ جان این هم وطنمان می دانیم

جنبش آزادی ایرانیان - جنبش دانش آموزی ایران

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:42 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


چرا جمهوری اسلامی از بیان حقایق می ترسد ؟
در طی این 29 سالگی که از روی کار امدن حکومت جمهوری اسلامی میگذرد همگان پی به این واقعیت برده اند که یکی از هنرهای اصلی حکومت جمهوری اسلامی دروغ پردازی ،عوامفریبی و پنهان کاری و تحریف حقایق و فرار از حقیقت است .
سالها دورغ پردازی و عوامفریبی و سانسور حقیقت از هنرهای این حکومت بوده که بواسطه این هنر شهره خاص و عام گردیده است و در افکار عمومی داخلی و خارجی از او چهره ای بس زشت و کریه ساخته .رادیو و تلوزیون به عنوان رسانه ای ملی ،و مطبوعات تحت کنترل ، همگی در اختیار اقایان بوده و هر انچه دروغ و عوامفریبی بوده در طی این سالها از طریق این رسانه ها به خورد مردم و نسل نوجوان این مرز و بوم داده اند . نسلی که با واقعیتها ی تاریخی و روز در این سالهل نا اشناست و کاملا در محاصره دروغهای حکومت قرار گرفته است . حکومت با القاءنادرست و وارونه از حقیقت های تلخ روز جامعه سعی در به انحراف کشاندن افکار عمومی جوانان دارد .چرا که راز ماندگاری خود بر عرصه حکومت را کتمان حقیقت ،پنهانکاری و به انحراف کشاندن افکار عمومی مردم و جوانان می داند .
حکومت جمهوری اسلامی با دروغ و عوامفریبی پایه ریزی و شروع بکار کرد .از روزی که خمینی 12/11/57در کنار مزار انهایی که جان خود را فدای انقلاب کردن سخن گفت (از اب و برق مجانی ،از پول نفت و از رساندن مردم به درجات بالا و کرامت انسانی و معنوی ،از ریشه کنی فساد و بیکاری و. . . )تا به امروز همه دروغ بوده و عوامفریبی تمام .
چه چیز جز دروغ و عوامفریبی و پنهان کاری از این حکومت استبدادی اخوندی شنیده و دیده شده است .پنهان کاری و دروغ پردازی و وکتمان حقایق (حقایق پشت پرده انقلاب ،اعدامهای اغازین انقلاب ،سرکوب منتقدین و وطن پرستان راستین ،حقایق مهم شروع جنگ و ادامه ان و اعدامهای دهه 60 ، قتل های زنجیرهای و حوادث کوی دانشگاه ،دخالت سران سپاه در تمامی امور اقتصادی ،سیاسی و حتی فرهنگی ،صادرات دختران و زنان ایرانی به کشور های خلیج فارس ،قدرت مافیایی اقازاده ها و برخی صاحب منصبان سپاه مانند مرتضی رضایی و دههاو صدهها زدو بند خائنانه که تمامی به ضرر مردم کشور بوده است و. . . )از وقایعی است که حقایقی تلخ در پس انها نهفته که حکومت جمهوری اسلامی و ایادی ان حاضر به افشاء و بر ملاء شدن ان حقایق نیستند .چرا که با بر ملاءشدن بسیاری از از حقایق پس پرده این حکومت و ایادی انها مردم ساده و عوام هم پی این حقیقت تلخ خواهند برد که حکومت جمهوری اسلامی نه جمهوری است ونه اسلامی بلکه یک حکومت استبدادی که از ریشه فاسد است و بوی تعفن فساد ها و خیانتها و جنایتها یش در فضا پیچیده است .
حکومتی که با دروغ و نیرنگ پایه ریزی شده و سران ان با کلاشی برای خود هویت ایرانی ساخته اند و با پنهان کاری و دروغ پردازی به حکومت منحوسانه خود ادامه میدهند باید از حقیقت و بیان حقایق فرار کنند .
حکومت جمهوری اسلامی و ایادیش میدانند که در میان مردم سخن از بدنامی حکومت است سخن از سرنگونی سریعتر رژیم منحوس اخوندی است و باز نیک میداند که در میان و دل مردم جای ندارد ،ولی باز از این حقیقت هم فرار میکند و توان و جرات بیان و درک این واقیتها را هم ندارد . حکومتی که خود شنه حکومت علی میداند و ایادیش خود را نایبان امام زمان برروی زمین و خادم به ملت و امت اسلامی میداند پس چرا این همه دروغ و عوامفریبی و پنهان کاری از مردم را سر لوحه عملکرد اهریمنانه خود میداند .
اما زیاد دور نیست که امواج خورشان مردم خشمگین به حرکت در ایند و سیلی هولناک شوند و در سر راه خود بسیاری از این دروغ پردازان و عوامفریبان را با خود ببرند . .

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 2:28 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


کنون ای سخن گوی بیدار مغزسخن چون برابر شود با خردکسی را که اندیشه ناخوش بودهمی خویشتن را چلیپا کندولیکن نبیند کس آهوی خویشاگر داد باید که ماند بجایچو دانا پسندد پسندیده گشتزگفتار دهقان کنون داستانکهن گشته این داستانها ز مناگر زندگانی بود دیریازیکی میوه​داری بماند ز منازان پس که بنمود پنچاه و هشتهمی آز کمتر نگردد بسالچه گفتست آن موبد پیش روتو چندان که گویی سخن گوی باشچو رفتی سر و کار با ایزدستنگر تا چه کاری همان بدرویدرشتی ز کس نشنود نرم گویبه گفتار دهقان کنون بازگردچنین گفت موبد که یک روز طوسخود و گیو گودرز و چندی سواربه نخچیر گوران به دشت دغویفراوان گرفتند و انداختندبدان جایگه ترک نزدیک بودیکی بیشه پیش اندر آمد ز دورهمی راند در پیش با طوس گیوبران بیشه رفتند هر دو سواربه بیشه یکی خوب رخ یافتندبه دیدار او در زمانه نبودبدو گفت گیوای فریبنده ماه یکی داستانی بیآرای نغزروان سراینده رامش بردبدان ناخوشی رای اوگش بودبه پیش خردمند رسوا کندترا روشن آید همه خوی خویشبیآرای ازین پس بدانا نمایبه جوی تو در آب چون دیده گشتتو برخوان و برگوی با راستانهمی نو شود بر سر انجمنبرین وین خرم بمانم درازکه نازد همی بار او بر چمنبسر بر فراوان شگفتی گذشتهمی روز جوید بتقویم و فالکه هرگز نگردد کهن گشته نوخردمند باش و جهانجوی باشاگر نیک باشدت جای ار بدستسخن هرچه گویی همان بشنویبه جز نیکویی در زمانه مجوینگر تا چه گوید سراینده مردبدانگه که برخاست بانگ خروسبرفتند شاد از در شهریارابا باز و یوزان نخچیر جویعلوفه چهل روزه را ساختندزمینش ز خرگاه تاریک بودبه نزدیک مرز سواران تورپس اندر پرستنده​ای چند نیوبگشتند بر گرد آن مرغزارپر از خنده لب هر دو بشتافتندبرو بر ز خوبی بهانه نبودترا سوی این بیشه چون بود راه

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:51 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


همه ما نوادگان کوروش کبیر هستیم و با ید به سخنان او اهمیت دهیم و برای آن جان خود را فدا کنیم

۲۹ سال است ایران در دست دشمن است ۲۹ سال دروغ در کشور ماست ما اگه در مقابل دشمنان

ایستادگی نکنیم کشور اجدادی خود را از دست خواهیم داد پس بیشتر از کمی تلاش لازم است تا ایران

 را نجات دهیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:37 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


 

 

بازداشت 5 تن از ياران آیت الله بروجردي و انتقال وي به بند 209

فعالان حقوق بشر در ايران

بنا بر گزارشات رسيده آيت الله کاظميني بروجردي مدت 18 روز است که در بند 209 زندان اوين منتقل شده است و همزمان با انتقال وي به بند 209 ، پنج تن از ياران ايشان بازداشت و به اين بند منتقل شده اند . افراد بازداشت شده به همراه آقاي بروجردي به دليل فشار هاي وارده و بازداشت بي دليل ايشان دست به اعتصاب غذا زده اند .

بر اساس شنيده ها بعد از چند روز ايشان به حالت اغما به بيمارستان زندان انتقال داده شده اند و گفته شده كه شرايط ايشان رضايت بخش نمي باشد. ايشان که از ناراحتي هاي بسياري چون عوارض قلبي، فشار خون، پارکينسون، ديابت و ... رنج مي برند به دلايل نامشخصي به بند 209 منتقل شده اند. 1 نفر از ياران ايشان بعد از 6 روز حبس و اعتصاب غذا به دليل بيماريهاي مزمن آزاد شده اما 4 تن ديگر هنوز در شرايط نامشخصي به سر مي برند. متأسفانه عليرغم مراجعات پي در پي خانواده هاي اين افراد، جواب واضحي به اين اقدام داده نشده است.

افراد دستگير شده عبارتند از:
1-نرگس غفارزاده
2-مريم عظيمي
3-محمدرضا صادقي
4-محمد مهمان نواز

بازداشتگاه 209 که در حوزه زندان اوين قرار دارد متشکل از سلول هاي انفرادي مي باشد که بازداشت شدگان ما ها در شرايط بسيار سخت و غير انساني با فشار هاي روحي مختلف تحت انواع شکنجه ها قرار مي گيرد . افراد بازداشت شده در اين بند پس از اعمال فشار هاي غير انساني به کارهاي ناکرده اعتراف
مي کنند.

لذا بدين وسيله ضمن اعلام نگراني نسبت به وضعيت بازداشت شدگان از سازمان هاي حقوق بشري براي نجات ايشان ياري مي طلبيم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اعلام همبستگی جمعی از زندانیان سیاسی با حرکتهای آزادیخواهانه دانشجویان


انتشار دهنده:فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


بنام آفریدگار آزادی،

با درود بیکران به روان پاک تمامی جانباخنگان راه عزت و آزادی ایران و ایرانیان

ما جمعی زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجائی شهر کرج بدینوسیله از خیزش و حرکت همگانی و آزادیخواهانه دانشجویان در سراسر ایران به ویژه دانشجویان آزاد اندیش و آگاه دانشگاه های امیر کبیر ،علامه ، تهران ،بوعلی همدان ،علم و صنعت و سایر دانشگاههای ایران حمایت کامل بعمل می آوریم.
و از سرکوبی و دستگیری دانشجویان که به دستور دیکتاتورهای حاکم بوده اعلام
انزاجار می کنیم و خواهان آزادی فوری و بی قید وشرط تمامی آنان هستیم.
در انتها ضمن اعلام همبستگی کامل ، تا نابودی استبداد و دیکتاتوری مذهبی حاکم بر
ایران در کنار این همسنگران عزیزو دلاور و شجاع و آگاه خود تا آخرین قطرۀ خون خود
خواهیم ایستاد و ایستاده ایم.

زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج
(گوهرداشت)
22 آذر 1386

امیرحسین حشمت ساران
افشین بایمانی
بهروز جاوید طهرانی
مهرداد لهراسبی
منصور رادپور
حمید برهان
علیرضا کرمی خیرا آبادی
بابک دادبخش

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

لیست دانشجویان دربند

۱-میلاد معینی (دانشگاه مازندران)
۲-بهرنگ زندی (دانشگاه مازندران)
۳-حامد محمدی(دانشگاه مازندران)
۴-آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)
۵-حسن معارفی(دانشگاه مازندران)
۶-انوشه آزادفر(دانشگاه تهران)
۷-ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران
مرکز)
۸-مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)
۹-نادراحسنی(دانشگاه مازندران)
۱۰-سعید حبیبی(عضو اسبق شورای مرکزی دفتر
تحکیم وحدت)
۱۱-بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)
۱۲-کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد
صنایع٬ دانشگاه صنعتی شریف)
۱۳-نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬
علامه)

۱۴-علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی
تکنیک)
۱۵-محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)
۱۶-روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)
۱۷-روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)
۱۸-یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)
۱۹- سعید آقام علی (دانشگاه یزد)
۲۰- علی کلائی (دانشگاه آزاد)
۲۱- امیر مهرزاد
۲۲- هادی سالاری (دانشگاه رجایی)
۲۳-فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)
۲۴-امیر آقایی (دانشگاه رجایی)
۲۵-میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)
۲۶-یونس میرحسینی (دانشگاه شیراز)
۲۷-سروش هاشم پور(دانشجو اهواز به نقل
از+)
۲۸-سارا خادمی (به نقل از +)
۲۹- شوان مریخی (به نقل از +)
۳۰-رضا عرب (به نقل از +)
۳۱- پارسا کرمانجیان (به نقل از +)
دانشجویان زندانی به نقل از آزادی
برابری
۳۲-عابد توانچه - دانشجوی اخراجی دانشگاه
پلی تکنیک
۳۳-سعید آقاخانی
۳۴-مجید اشرف نژاد
۳۵-پیمان پیران
دانشجویان زندانی به نقل از خبرنامه
امیر کبیر
۳۶-فرشاد دوستی پور
۳۷-سهراب کریمی
۳۸-جواد علی زاده
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مراجعه خانواده های دانشجویان دربند به زندان اوین

صبح چهارشنبه خانواده های دانشجویان بازداشتی برای چندمین بار در طول دو هفته ی اخیر به زندان اوین مراجعه کردند تا بتوانند فرزندان خود را ملاقات کنند اما همچون روز های گذشته موفق به انجام این کار نشدند.
خانواده های دانشجویان ساعت ۹ صبح در برابر در زندان اوین جمع شدند و به منظور
ملاقات با فرزندان خود فرم مربوط به ملاقات را پر کردند. اما مسئولان زندان اعلام
کردند که ملاقات در حال حاضر میسر نیست. خانواده ها به این مسئله به شدت اعتراض کردند. مسئولین زندان در ابتدا پرسیدند که جرم دانشجویان چیست و در پاسخ، خانواده ها گفتند که فرزندانشان هیچ جرمی مرتکب نشده اند بلکه تنها به بهانه ی برگزاری مراسم روز دانشجو بازداشت شده اند. مسئولین زندان نیز گفتند که ظاهرا دانشجویان در بند ۲۰۹ هستند و روز ملاقات برای بند ۲۰۹، دوشنبه است که با اعتراض دوباره ی پدر و مادر ها مواجه شدند. خانواده ها در نهایت ساعت ۱۱ اوین را ترک گفتند.

خانواده ها در ادامه ی تلاش های خود به مجلس شورای اسلامی مراجعه کردند. بعد از مدتی که در برابر مجلس ایستادند یکی از کارکنان مجلس از آنان پرسید که برای چه به مجلس مراجعه کرده اند و خانواده ها در پاسخ گفتند که فرزندانمان بازداشت شده اند و خواستار ملاقات با رییس کمیسیون اصل ۹۰ شدند. بعد از گذشت ۱ ساعت فردی که خود را رابط کمیسیون اصل ۹۰ معرفی می کرد با خانواده ها وارد گفت و گو شد. این فرد گفت که اگر خواسته ای دارید به صورت مکتوب ارائه
دهید. خانواده ها نیز نامه ای نوشتند و تحویل وی دادند.

فرد مذکور پس از مدتی در بین خانواده ها حاضر شد و گفت که مدرک شما برای اثبات صحبت هایتان چیست که خانواده ها پاسخ دادند هیچ مدرکی از سوی دادگاه و زندان در اختیار ما قرار نمی گیرد و ما صرفا از طریق صحبت های شفاهی مسئولین و تماس دانشجویان با منازل و وجود نام دانشجویان در لیست زندان اوین متوجه بازداشت فرزندان خود شده ایم. سپس وی از خانواده ها شماره تلفن گرفت و
قول داد که تا روز شنبه با آنان تماس بگیرد و قرار ملاقات خانواده ها با
فرزندانشان را فراهم کند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گزارش خبری تحلیلی از حضور خاتمی در دانشگاه تهران

سه شنبه 20 آذرماه محمد خاتمی در مراسمی به مناسبت بزرگداشت روز دانشجو و به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران در سالن چمران دانشکده ی فنی سخنرانی کرد. بعد از رسوا شدن خاتمی در مراسم 16 آذر در آخرین سال ریاست جمهوری اش این اولین بار بود که وی به بهانه ی بزرگداشت روز دانشجو در یکی از دانشگاه های تهران سخنرانی می کرد. اما این بار دو خردادی های برگزار کننده ی این مراسم با آموختن از عملکرد محمود احمدی نژاد و یارانش، سعی کردند از رسوا شدن مجدد مرد محبوب خود جلوگیری کنند.

قرار بود مراسم در حدود ساعت 2 آغاز شود اما هراس از حضور دانشجویان منتقد در سالن مراسم، مشارکتی ها را مجبور به اتخاذ تدابیر شدید امنیتی کرده بود! به شهادت ناظران ماجرا در دانشگاه تهران، چند دستگاه اتوبوس که تمامی شان از اعضا و هواداران جبهه ی مشارکت بودند در برابر در 16 آذر متوقف شدند و مسافرین آن ها مستقیما وارد سالن چمران شدند. تعداد دیگری نیز با در دست داشتن کارت دعوت و در حالی که نامشان توسط حراست کنترل می شد از در اصلی وارد دانشگاه شدند. این در حالی بود که تمامی درها به شدت توسط حراستی ها کنترل می شد و حتی دانشجویان خود دانشگاه نیز به سختی و با چک شدن کامل کارت هایشان می توانستند وارد دانشگاه شوند. به طوری که یکی از دانشجویان دانشگاه علامه که قصد ورود به دانشگاه را داشت توسط مامورین حراست به مدت چندین ساعت در ساختمان انتظامات بازداشت شد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پیدا شدن جسد یک دختر در پشت دانشگاه

ضرب و شتم شدید اعضای انجمن اسلامی توسط قداره بندها و بی تفاوتی معظمی سرپرست حراست دانشگاه شهر ری به این امر و همچنین پیدا شدن جسد یک دختر در پشت دانشگاه


+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 16:42 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


در روز باشکوه ۱۶ آذر در حالی که  با خشم دانش جویان انجام می گرفت چندتا از دانش جویان با مامورین درگیر شدند که تعداد دستگیر شدگان به ۲۸ نفر رسید این دانش جویان که از دانش گاه های علامه  طباطبایی ودانش گاه تهران بودند به زندان اوین بند ۲۰۹ منتقل شدند بندی که تا امروز تمامی دانش جویان ومبارزین در آن گرفتار بودند به جرم آزادی.و دو روز بعد ۱۸آذر با جمع شدن دانش جویان دانشگاه تهران جلوی درب اصلی دانشگاه اعتراض خود را نشان دادند و تا امروز خبری از دستگیر شده گان به دست ما نرسیده.امید واریم که این اعتراضات پایان ناپذیر باشد.

به امید آزادی  

                    آرش                        تلفن همراه:۰۹۳۵۲۶۹۱۰۵۰

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 19:37 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 19:26 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


بیانیه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به دستگیری های روز ۱۸ تیرماه

موج جدید فشارها دانشجویان را به آستانه فریادشان رسانده است. آنان که گوش هایشان فریاد اعتراض به اقدامات نامعقول دولت مهرورز را نمی شنود شامشان در درون دانشگاه فساد حس می کند. در طول یک روز 6 نفر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در روز 18 تیرماه به جرم تحصن آرام جلوی درب دانشگاه امیرکبیر برای بزرگداشت وافعه 18 تیر دستگیر می شوند و ساعتی نمی گذرد که نیروهای امنیتی به دفتر سازمان دانش آموختگان یورش می آورند و در اقدامی خودسرانه و خلاف حقوق شهروندی 9 نفر از دوستانمان را می ربایند. اما این همه برای چیست؟! دانشجویان تاوان چه چیز را پس می دهند؟
همسنگرانمان در دانشگاه پلی تکنیک به کدام دلیل قریب به 2 ماه است که در بازداشتگاههای امنیتی تحت شکنجه قرار گرفته اند؟

دوشنبه ۱۸م تیر ۱۳۸۶

حمله نيروهاي امنيتي به سازمان ادوار تحكيم وحدت، شلیک تیر هوایی و بازداشت اعضاي آن

نيروهاي لباس شخصي با حمله به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت ضمن شليك تير هوايي اقدام به بازداشت حاضران در دفتر آن سازمان كردند.در ميان بازداشت شدگان نام عبدالله مومني عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و سخنگوي سازمان ادوار،بهرام فياضي عضو شوراي مركزي آن سازمان و همچنين مادر محمد هاشمي دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت به چشم مي خورد.

دوشنبه ۱۸م تیر ۱۳۸۶

بازداشت اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در مقابل درب دانشگاه اميركبيردر سالروز ۱۸ تيرماه

نیروهای انتظامی و لباس شخصی صبح امروز (18تیرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنیک این دانشجویان را بازداشت کردند.عضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از ساعت ۶ صبح امروز در پاسداشت ۱۸ تیرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت ۸ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن بودند مقارن ساعت ۷:۳۰ دقیقه با حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عینی از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با پلیس حکایت دارد. گفتني است مديريت دانشگاه اميركبير از عصر روز گذشته طي اطلاعيه اي به بهانه اشكال در سيستم برق امروز اين دانشگاه را تعطيل اعلام نموده بود. محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکیم هستند

دوشنبه ۱۸م تیر ۱۳۸۶

گزارش سالانه وضعيت دانشجويان در ايران به مناسبت سالگرد ۱۸ تیر(تیر ۱۳۸۵ تا خرداد ۱۳۸۶)

تعداد موارد نقض حقوق سياسی، اجتماعی و شهروندی دانشجويان، بعنوان خلاصه ای از کل گزارش و به شرح زير، بازتاب دهنده روندی افزايشی و گسترش يابنده در اين زمينه است:

دانشجویان بازداشت شده: 70 مورد
بازجویی از دانشجویان: 46 مورد
احضار به دادگاه: 33 مورد
محاکمات: 21 مورد
احکام صادر شده توسط دادگاهها: 26 مورد
احضار به کمیته های انضباطی: 217 مورد
احکام صادر شده توسط کمیته های انضباطی: 202 مورد
اخراج از دانشگاه: 344 مورد
نهاد های دانشجویی منحل شده: 34 مورد
نشریات دانشجویی توقیف شده: 44 مورد
جلو گیری از مراسم دانشجویی:
15 مورد

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 18:46 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


ساعت ۱۰ شب تجمع کوچکی از هم اتاقیهای فرخ در اعتراض به تعطیلی روزنامه " سلام " مقابل ساختمان ۲۱ و ۲۲ خوابگاههای دانشجویی شکل گرفت که در کمتر از ۲ ساعت جمعیت دانشجویان به ۱۵۰۰ نفر رسید و به سمت درب خروجی کوی دانشگاه تظاهرات کردند.(۱)

 همین اعتراض ساده باعث شد تا پلیس ، نیروهای امنیتی ، سپاه پاسداران و انصار حزب الله در سه نوبت ، وحشیانه به دانشجویان حمله کنند و بسیاری را در داخل اتاقهایشان در خوابگاه در حالی که خواب بودند تا حد مرگ بزنند ، ۲۰۰۰ نفر را به شدت مجروح کرده و به زندان ببرند. عزت ابراهیم نژاد کشته شد ، چشم محسن جمالی نفر اول کنکور پزشکی با شلیک نیروهای امنیتی از کاسه درآمد و سنگفرش کوی دانشگاه تهران در خون دانشجویان که توسط پلیس ریخته میشد غرق شد.از همان دقایق شروع اعتراض همراه یک تیم پزشکی به مداوای مجروحین مشغول بودم . حتی فرصت نمی کردیم دستکش استریل را عوض کنیم . تا صبح بدن پاره پاره یاران دبستانی ام را بخیه میکردم . اشک و عرقم را با دستکشی که به خون همکلاسیهایم آغشته بود پاک میکردم.(۲)

اعتراضات اخیر و حوادث ۸ سال پیش با وجود شباهتهای بسیار ، تفاوتهای ریشه ای هم دارند. ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ هنوز فضای غالب بر تحولات سیاسی و اجتماعی در کشور غرق در موج اصلاح طلبی بود. دوم خرداد ۱۳۷۶ توسط جوانان و دانشجویان ایرانی و گروههای روشنفکری مدرن در اعتراض به تمامیت خواهی تندروهای حاکم شکل گرفته بود .

جامعه جهانی جمهوری اسلامی را بعنوان یک " واقعیت تلخ " که خطر آنی برای غرب نخواهد بود، پذیرفته و به تلاشهای اصلاح طلبانه امید داشتند. ارتباط فعالین سیاسی درون و بیرون مرزها تقریبا قطع بود . گروههای جمهوریخواه ، مشروطه خواه و چپهای کمونیست ، تو ده ای و سوسیالیست که دعوایی تاریخی را از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تعقیب میکردند ، به کوبیدن و متهم کردن یکدیگر مشغول بودند . این دعوای تاریخی در ۱۳۵۷ باعث شد تا طلبه های کم هوش حوزه علمیه بتوانند قدرت را بدست گرفته و همه این گروهها را از کشور بیرون کرده و یا سر به نیست کنند. جالب اینکه دعواها در بیرون مرزها ادامه پیدا کرد و بیش از آنکه به مبارزه با جمهوری اسلامی مشغول باشند ، به دفاع از مصدق یا شاه سرگرم شدند و این بهترین حالت برای جمهوری اسلامی و بدترین وضعیت برای مردم ایران بود.

از طرف دیگر فعالین سیاسی بیرون کشور ، مردم درون را " سازشکار " میدانستند و مردم درون ایران بیرونیها را " خارج نشینهای مرفه بیدرد " قلمداد میکردند. در چنین فضایی تنها گزینه پیش رو برای نسل جوان ایران حمایت از گروههای میانه رو در حکومت و ایستادن در برابر گروههای تند رو حاکم بود. محمد خاتمی در آغاز دوران ریاست جمهوری اش با سیل مطالبات مردمی همراه شد . اما در زمستان سال ۱۳۷۷ پس از اینکه نقش مستقیم وزارت اطلاعات در پروژه قتلهای زنجیره ای و سیاسی دگر اندیشان و نویسندگان را افشاکرد و ضربه ای هولناک به پیکره حکومت جمهوری اسلامی وارد شد ، با دستور خامنه ای مجبور شد " فتیله اقداماتش را پائین بکشد " و به مسیر "اطاعت مطلق از ولایت مطلق فقیه" باز گردد.

دانشجویان که حساسترین لایه روشنفکری جامعه هستند ، پیش از دیگر گروهها این واقعیت را کشف کردند که خاتمی نمیتواند و نمیگذارند چیزی را اصلاح کند. دوباره فضای پر تنش و اضطراب حاکم شد . همه منتظر یک حادثه بودند . اعلام خود کشی مشکوک معاون سابق وزارت اطلاعات در زندان که متهم اصلی پرونده قتلهای دولتی بود ، زمینه انفجار را فراهم کرد. روز نامه های دوم خردادی امان تند روها را گرفته بودند. مجلس محافظه کار پنجم در ماههای پایانی فعالیتش بود. طرح تغییر قانون مطبوعات برای برخورد سخت تر با روزنامه ها مطرح شد . عباس عبدی ( سر دبیر روز نامه سلام ) ، ۱۶ تیر ماه ۱۳۷۸ نامه سعید امامی را که منفورترین چهره سیاسی آنروزها شده بود ، منتشر کرد. در این نامه که مربوط به دوران معاونت او در وزارت اطلاعات بود ، درخواست تغییر قانون مطبوعات مطرح شده بود. یعنی همان کاری که مجلس پنجم مشغول انجامش بود. روز نامه سلام توقیف شد.

خشم در فضای سیاسی جامعه احساس میشد. اما ترس و تردیدی که نیروهای امنیتی در بیش از دو دهه دیکتاتوری مذهبی بر کشور حاکم کرده بودند ، امکان اعتراض نمیداد . جوی اعتمادی عمومی در تمام سالهای حکومت جموری اسلامی جامعه را "اتمیزه" کرده بود و مردم و فعالین سیاسی به یکدیگر اعتماد نمی کردند. اینجا بود که دست نوشته فرخ شفیعی جامعه ایران را زیر و رو کرد.

 پس از حمله پلیس به خوابگاههای دانشجویی دیگر دلیلی برای ترس وجود نداشت . البته بخش بزرگی از جامعه که با عنوان "اکثریت خاموش" از آنها یاد میشود، تنها نظاره گر درگیریهای پلیس و دانشجویان بودند و لزوم این درگیریها و پرداخت هزینه های سنگین سیاسی را درک نمیکردند. اعتراضات بدون هیچ برنامه ریزی و فقط بر اساس خشم و احساسات جریحه دار شده، به نمایش در آمد. هر کس به هر شکل ممکن اعتراض میکرد. مهرداد لهراسبی جوان ۲۶ ساله کتابفروش با پرتاب سنگ به پلیس اعتراض کرد و عباس دلدار جوان ۱۹ ساله فروشنده با شعار دادن بر علیه مسؤلین حکومت معترض شد. احمد باطبی جوان ۲۲ ساله ، در بازگشت از کلاس تئاتر پیراهنی خونین بالا برد تا اعتراض کند و اکبر محمدی دانشجوی شجاع در کوی دانشگاه "ککتل مولوتف" درست میکرد. این معترضین کوچک را برای ایجاد ترس و وحشت دستگیر و ابتدا به اعدام و سپس با بخشش خامنه ای به ۱۰ سال زندان محکوم کردند. نیروهای امنیتی و تبلیغاتی نظام برای تخریب مبارزین دست به کار شدند. خامنه ای در برابر رسانه های حکومتی در ۲۱ تیر ماه اشک ریخت و طرفدارانش را به سرکوب بی رحمانه اعتراضات دعوت کرد . وزارت اطلاعات  مریم شانسی و منوچهر محمدی را جلوی دوربینها نشاند و با بیانیه های پی در پی آنها را به عنوان عاملان این اعتراض خود جوش دانشجویی و مردمی معرفی کرد و ...

اما دست آوردهای ۱۸ تیر بسیار چشمگیر بود. دانشجویان و جوانان ایرانی فهمیدند که خاتمی نه فقط نمیتواند و نمیگذارند اصلاحی انجام دهد ، بلکه در ریشه فکری اش هم به اصلاح اعتقادی ندارد. فعالین سیاسی بیرون مرزها درک کردند که مردم ایران در درون مرزها سازشکار نبوده اند و فقط برای زنده ماندن تلاش کرده اند و اعتراض همیشه زیر پوست شهر جریان داشته است.

جامعه بین المللی که جمهوری اسلامی را بعنوان یک واقعیت تلخ پذیرفته بود ، با مشاهده اولین اعتراض گسترده مردمی به گزینه بهتری هم چشم دوخت: یعنی امکان وجود حکومتی دموکراتیک و سکولار در ایران که دنیای آزاد را تهدید نکند و در اندیشه صدور انقلاب اسلامی به جهان نباشد. اما مهمترین دستاورد ۱۸ تیر غلبه بر ترس عمومی و درک شکنندگی حکومت جمهوری اسلامی بود. فعالین سیاسی اعتماد به نفس برای پیگیری مبارزه پیدا کردند و حرکت برای عبور از اصلاح طلبی به سمت تغییرات بنیادین آغاز شد.

امروز بسیاری از ناظرین سیاسی و روشنفکران این پرسش بزرگ را مطرح می کنند که آیا جنبش دانشجویی و مردمی ایران امکان بازتولید چنین اعتراضی را دارد؟ ( ۳ ) 

هر حادثه تاریخی که یک بار رخ داده است باز هم میتواند تکرار شود. اما باید باور کنیم که هدف از تکرار این حوادث فقط شلوغ شدن خیابانها نیست. اینروزها امکان بروز حوادثی مشابه ۱۸ تیر و حتی بسیار بزرگتر از آن وجود دارد. تحریمهای بین المللی و اجماع روز افزون جهانی بر علیه سیاستهای خرابکارانه و تروریستی جمهوری اسلامی که دولت احمدی نژاد نقش محوری در به وجود آمدن این اجماع دارد و انزوای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی حکومت جمهوری اسلامی میزان شکنندگی این حکومت را بسیار بالا برده است. با توجه به اینکه مشروعیت داخلی نظام هم در نتیجه شدت سرکوبهای داخلی و برخوردهای خشن و وحشیانه نیروهای امنیتی با بانوان ، دانشجویان ، معلمان، کارگران و جوانان هر روز کمرنگ تر شده و به مرز صفر نزدیک میشود .  

اعتراضات هفته های اخیر به طرح جیره بندی بنزین زنگ خطری بزرگ برای جمهوری اسلامیست. اینبار فقط جوانان و دانشجویان نیستند که اعتراض می کنند ، بلکه تحریمهای بین المللی اکثریت خاموش را هم به واکنش واداشته و همه اقشار جامعه لزوم اعتراض به سیاستهای غلط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی حکومت را درک کرده اند. اینبار با لطایف الحیل طلبگی و اشک ریختن در برابر رسانه ها نمی توانند پاسخگوی پدری باشند که شکم فرزندش گرسنه است. فشار جامعه جهانی هم که دنیای بدون تهدید و ترور را پس از ۱۱ سپتامبر خواستار است ، با بازیهای کلامی لاریجانی متوقف نخواهد شد و تنها یک گزینه برای حکومتهای سرکوبگر و یاغی در دنیای امروز وجود دارد:

 "تسلیم در برابر خواست جهانی".  

در چنین شرایطی مهمترین وظیفه فعالین سیاسی نه فقط انتشار اخبار ، بلکه بکار گیری روشهای آکادمیک برای آموزش عمومی در زمینه اعتراضات بدون خشونت است.  باید جامعه ایران و جامعه جهانی به این باور برسد که حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت دیکتاتوری و توتالیتار است. این مشکل ترین بخش مبارزه است و به طور قطع با فحاشی و توهین امکان ندارد و با ارائه اسناد و دلایل و شهادت شاهدان زنده ممکن می شود. در کنار آن مردم نیاز دارند بیاموزند که نباید در برابر دیکتاتور بترسند. باید آموزش ببینند تا مفهوم دموکراسی ، آزادی و احترام به حقوق بشر را درک کنند.(۴)

 روشنفکران و فعالین سیاسی هم باید پس از آموختن این مفاهیم به شکل اصولی و درست آنرا به جامعه منتقل کنند و باید از بحثهای بی نتیجه تاریخی عبور کرد . "توماس جفرسون" که نویسنده اعلامیه استقلال آمریکا و از پایه گذاران آمریکای امروز است ، در این مورد بهترین تعبیر را به کار برده است :

" من رؤیای آینده را بیشتر از تاریخ گذشته دوست دارم " 

 هشتمین سالگرد ۱۸ تیرماه فرصت خوبیست تا از فضای احساسی و  بی برنامه کوچ کرده و با شناخت درست از تحولات جهانی و پتانسیل فراوان موجود در جامعه ایران امروز و بکار گیری روشهای آکادمیک موفق و تجربه شده به سازماندهی نیروهای مخالف پرداخته شود.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 16:28 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


امير عباس فخرآور اولين كتاب خود را با نوشتن كتاب سبز ترين چشم زمين آغاز كرد و به چاپ رساند البته در دوران نوجواني چند داستان نوشت ولي در نبود امكانات به چاپ نرسيد .زماني كه ((سبز ترين چشم زمين)) به چاپ رسيد مورد استقبال خوبي قرار گرفت .اين كتاب در مورد داستان زندگي وي بوده . بعد از اين كتاب كتاب پر جنجالي را به چاپ رساند (اينجا چاه نيست)اين كتاب برندهي جايزه پائولو كوئيلو شد. براي او دردسر زياد را به همراه داشت . اين كتاب باعث شده بود كه خود او هم نگران اين بود كه در زندان نيفتد و جاهايي پناه مي آورد كه حتي خانواده او هم خبر نداشتند بعد از مدت كوتاهي او را گرفتند .وحكم دويست و بيست و دو روز انفرادي براي او صادر كردند .در اين چند ماه هم خود او و هم خانواده اش ناراحت بودن زيرا خانواده ي امير عباس خبر نداشتن كه چه بلايي سر او آمده است حتي نمي دانستند كه كجا رفته .بعد از اين دويست و بيست و دو روز او را آزاد كردند.چند ماهي آزاد بود تاوقتي كه چند روز مانده به سال تحويل سال 1381به خانهي او زنگ زدند كه براي كاري به دادگاه برود امير عباس قبول نكرد وگفت اين تله اي است كه با دست خودشون درست كردند من اگر به دادگه برم ديگه بر نمي گردم و خدا مي دونه كي برگردم. تا فرداي آن روز پدر امير عباس مرحوم محمد باقر فخرآور ساعت 4 صبح او را بيدار كرد و گفت اگر نريم در دسر دوباره ايجاد مي كنند امير عباس قبول كرد كه به دادگاه برود . و زماني كه به دادگاه رفتند آقاي حداد دهنوي به امير عباس حكم 8 سال زندان را داد امير عباس ناراحتي كرد ودر چشمان پدر امير عباس اشك جمع شده بو امير عباس به پدر خود جلوي سيد مجيد پورسيف گفت گريه نكن اين اتفاق روزي براي پسران اينها مي افتد سيد مجيدپورسيف جلو آمد و كشيده اي به امير عباس زد و به او گفت كاري ميكنم 8 سال16 سال بشه امير عباس در جواب خنيد و گفت كه شما فكر مي كنيد 8 سال دوام مي اوريد كه دوباره مورد حمله قرار گرفت و سيد مجيد گفت انقدر نگه ميدارمت كه كوهات هم رنگ دندونات بشه . امير عباس را بردند و در آسانسور او را مزدنند كه با زربهي سيد مجيد پور سيف كه به زانوي پاي او زد پاي امير عباس بر گشت و امير عباس درد زيادي را تمل كرد تا به زندان قصر بند 1 بند قاتلان و جنايت كاران او را فرستادند در آنجا هم او را خيلي زجر دادند امير عباس كه قادر به راه رفتن نبود در اولين وقتي كه به او دادند با خانه ي خود تماس گرفت و درخاست يك عصا كرد . در آن زندان مدت زيادي را سپري كرد تا وقتي به زندان اوين بند سياسيان رفت و در اين زندان شرع به نوشتن كتابي ديگر كرد به نام ( ورق پاره هاي زندان) در اين كتاب تمام زجر هايي كه كشيده بود را نوشته بود . اين كتاب به دو زبان اينگليسي و ايراني چاپ شد و مورد استقبال زيادي قرار گرفت .بعد از دو سال سال 1383 پدر او فوت كرد .و توانست مرخص بيايد تادر روز به خاك سپردن پدرش باشد .تا هفتم پدرشبيرون بود و بعد از آن دوباره به زندان برگشت . و سر انجام در سال 1385 به خاطر امتهان دانشگاه به مرخصي آمد و ديگر بر نگشت به زندان مدت ها فراري بود تا وقتي كه از ايران خارج شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 21:40 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


 

با یاد و نام ایزد پاک که هرچه داریم از لطف بی منتها و بی منت اوست

جنبش مستقل دانش آموزی  

تاریخچه دموکراسی

واژه دموکراتی یونانی و به معنای جماعت عامه سواد اعظم افراد زحمت کش

رنجبر و کاسب کار است . اصل این کلمه از دمدس ( Demos ) و

کراتوس (kratos) ترکیب شده معنای جماعت و ملت و کراتوس هم

شامل حکومت و قدرت است . ایزم به معنی پرستیدن و دموکراتیزم

یعنی دموکراتی پرستیدن به عبارتی معنی دوست داشتن و محبت کردن

به عامه جماعت پرستی را نیز در بردارد . شخصی که از مسلک

دموکراتیزم پیروی می کند یعنی دموکرات پرست جماعت پرست و عامه

دوست است . واژه دموکرات خود دو معنی دارد یکی طبقات عامه و دیگری

حکومتی که در آن حق حاکمیت با عامه جماعت است . دموکرات کلمه

متضاد آرسیتو کرات ( حکومت اشرافی ) است کلمه آرسیتو کرات هم

یونانی الاصل است و از آریستوس ( Aristos ) به معنی عالی و ممتاز و

کراتوس تشکیل شده . این حکومت حکومت طبقات عالیه و ممتاز شامل

نجبا و کسانی که از دسترنجطبقات رنجبر جامعه معاش می کنند .

دموکراسی در هر مملکت متفاوت است البته در جوهر و مقصود فرقی نمی

کند . ایرانیان در پی یافتن واژه فارسی معادل دموکرات بودند و سرانجام

واژه ( عامیون ) انتخاب شد .

اهداف و اصول دموکراسی

هدف دموکراسی این است که بر عالم سیاست استیلا یابد و اداره زندگی

بشر را در دست گیرد .

اهداف دمدکراسی عبارت است از :

حمایت از افراد بشر و مساوات بین افراد

اتحاد سیاسی جماعت کارگران و رنجبران

اجرا و عمل به قانون

مخالف حضور روحانیون در سیاست زیرا روحانیت نمی تواند در حکومت دخیل

باشد . ( جدایی دین و سیاست ) هدف این نیست که اسلام زیر پا گذاشته

شود بلکه هدف موازنه متقابل اجتماع و دین است .

طرفداری از مردم ستم دیده اجتماع

مدافع آزادی و حقوق ملت

رعا یت حقوق کارگر و رعیت

آزادی بیان قلم مذهب عمل اندیشه و تلاش برای آزادی زنان

بر قراری مساوات و عدا لت

تحصیل رایگان و همگانی

و بیدار کردن مردم از خواب غفلت .

و ما دانش آموزان با پایبند بودن به اصول دموکراسی در صدد بازسازی

فرهنگ از دست رفته کشور عزیزمان ایران برآمده ایم .

ما آمده ایم تا هویت خود و دیگران را بشناسیم و بیاموزیم که به

فرهنگ خود پایبند باشیم و احساس تعلق به جامعه خودی و مسئولیت در

 قبال آن را یاد بگریم و به هم متذکر شویم.

ما خواستاره برابری تمام اقشار اقوام و جنسیت ها هستیم و می خواهیم

رعایت حقوق یکدیگر را به هم آموزش دهیم و تعادل را میان سنت و تجدد بر

قرار کنیم . و با شناخت و ریشه یابی مشکلات اجتماع با تبعیض و بی عدالتی

و خشونت علیه کودکان (کاری حقوق بشری ) مبارزه کنیم

و در آخر با تجلیل و تکریم از مختر عان مبتکران بزرگان و دانشمندان به مقام

آنان و جایگاه علم در جامعه ارج نهیم

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 17:42 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


   به نام اهورای پاک        16 اذر  روز فرشتگان

 
امروز بار دیگر دانشگاه سرشار از صدای جاودان ای ایران بود.
از ادیروز صبح شاهد  برخورد شدید حراست دانشگاه با دانشجویان برای  ورود به محوطه دانشگاه بودیم
که از ورود افرادی که کارت نداشتند به شدت جلوگیری میکردند.
از اوایل صبح امروز 15 اذر اطراف  دانشگاه در محاصره مزدوران حکومت بود.
در مقابل تمام دربهای دانشگاه  مزدوران مانع از ورود افراد متفرقه و دانشجویان دانشگاه های دیگر که برای شرکت در مراسم  امده بودند میشدند.قرار در جلوی دانشگاه بود ولی لشکر مزدوران مانع نزدیکی مردم و دانشجویان به انجا میشدند.به درب 16 اذر رفتم و دیدم عده زیادی از جوانان انجا به دنبال راهی برای ورود هستند و در حال مشاجره با ماموران.راهی برای ورود به جز بالا رفتن از میله ها نبود که با عده ای از جوانان  با بالا رفتن از دیوار وارد محوطه دانشگاه شدیم.
جلوی دانشکده فنی حدود 1500 نفر تجمع کرده بودند  و با شکل گرفتن به سمت درب 16 اذر با شعار
ای ملت با غیرت حمایت
شروع به راه رفتن کردند و در نزدیکی درب میگفتند//  یا باز میشه یا میشکنه//  به درب رسیدند
و درب را برای ورود دیگران از وسط شکستند و انها که بیرون بودند را به داخل اوردند.
دوباره با  شعاره مرگ بر دیکتاتور و خواندن یاره دبستانی رفتند جلوی دانشکده فنی
مراسم با اعلام دفتر تحکیم وحدت اغاز شد.شعارها بر علیه احمدی نجاد و وزیر علوم بیشتر بود
اعضای  تحکیم تریبون را در دست داشتند  از زندانیان اوین/اسانلو  و  باطبی/سنجری/زرافشان هم حمایت کردند  و تقی رحمانی از زندانیان سیاسی  از جریان ملی و مذهبی در مورد حکومت ایده ال گفت ولی دانشجویان هیجان و شور زیادی داشتند.نامه ناصر زرافشان هم خوانده شد و نوبت به نامه ابراحیم یزدی رسید که اعتراض  وصیعی را به همراه داشت و با ایجاد صدا مانع از شنیده شدن نامه که تحکیم بر خواندن ان اصرار داشت میشدند.به هر حال  همه دوباره مشت شدند و اینبا ر به سمت درب اصلی دانشگاه به راه افتادند و یکباره دیگر ..مرگ بر دیکتاتور ..تحریم انتخابات..مرگ بر استبداد..و یار دبستانی....................
اینبار از درون به بیرون  گفته میشد..میکشم میکشم انکه برادرم کشت.......................
بغض اکبر محمدی /فیض مهدوی و.......در گلوها فریادی بود که در ایران با نعره هزاران دانشجو طنین
می انداخت و بهت مردمی که انگار در درون این حیاط فرشتگان ازادی را نظاره میکردند.
دوباره به سمت 16 اذر و باز/ ای  ایران.....حکومت زور نمیخوایم  دولت مزدور نمیخوایم...زندانی  سیاسی ازاد باید گردد.......
انبوه مزدوران همچنان منتظر فرشتگان بود تا  نگذارد صدا فراتر از این برود و تاج و تخت  اخوندی را به زیر کشد.ولی اینبار دانشگاهیان تجربه ها را هم با خود اورده بودند و به خیابان نمیرفتند.زیرا بیرون قتلگاهشان بود.
بار دیگر یار دبستانی............و درب اصلی دانشگاه تهران
اینبار مزدوران در خیابان اتوبوس چیدند تا مردم از دیدن  شکوه دانشجو محروم باشند ولی هنوز صدا بود.
نشستند و گفتند صحبت کنیم چون مانند همیشه تحکیم وحدت رفته بود اینبار جلوی درب نشستند و منتظر کسی که برایشان از اصل بگوید  ایستادم  و اجازه خواستم  با روی مهربان فرشته ها در جلو امنیتی داشتم که لشگر مزدوران در ان سو که نگاهم میکردند را نمیدیدم فریاد زدم..
من دانشجو نیستم ولی امروز از طرف ان جوانانی برای حمایت از شما امدم که نمیگذارند اینجا و در بین شما باشند  از طرف مردم ان سوی میله ها  . انها هم خواهان حکومت سکولارند .انها هم دیگر خسته اند از حکومت دینی که یکی ان بالا بنشیند و برایشان بهشت و جهنم  تعین کند . اگر این مردم جایی مثل اینجا برای فریاد داشتند  نعره هاشان به فلک میرسید و...................................................................
اری این اخرین لحظه های  این روز بود  وتولدی دوباره برای جنبش ازادی خواها نه دانشجویان ایران
 
 
 
تیم رنسانس داخل میهن                                                                                        16/9/1385
هر شب اینان ستاره در خاک میکشند
ولی این اسمان هر شب غرق  ستاره هاست                                              16 اذر روز فرشتگا ن
                                                   

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 17:9 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


امیر عباس فخرآور (سیاوش ) که برای عمل تاندون پای خود به دست قاضی دهنوی پاره شده بود احساس رزایت کرده و می گویید:۳ماه دیگر نتیجه خواهم گرفت .                                                                                            با آرزوی سلامتی برای ایشان .

پاینده ایران

(جنبش آزادی ایرانیان ـ جنبش یاران دبیستانی )

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 20:7 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


این عکس رو چند روز پیش تو موزهء واشینگتن گرفتم.

 اشتباه نکنید، آرم مقدس نظام جمهوری اسلامی نیست!

که توی تمام سالهای مدرسه و دانشگاه از تقدسش برامون میگفتن.

 این آرم "سیکها"ی هندیه که اجداد بنیانگذار جمهوری اسلامی هستند.

 وقتی اینو توی موزه دیدم خشکم زد و حیفم اومد که شما نبینین.

حالا فکر میکنم اونهایی که هنوز به تقدس آرم روی پرچم جمهوری اسلامی

 اعتقاد دارند راحتتر بتونن به برداشتن آرم قوم "سیک" از روی پرچم                                      

 ایران فکر کنن.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 21:16 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


      دویدن را باز تجربه خواهم کرد

چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۵ برای عمل جراحی زانو به تگزاس میرم. زانوی پای چپم ۲۷ اسفند ماه ۱۳۸۱ در داخل شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب توسط قاضی حداد ( دهنوی ) زیر شکنجه ناقص شد و خون آلود برای تحمل ۸ سال زندان سیاسی به تبعیدگاه زندان قصر فرستاده شدم. پدرم آنروز شاهد این جنایت بود .در حالی که مامورین دادگاه انقلاب دستهایش را گرفته بودند٫ فریاد میزد. اشکها و فریادهایش را هیچگاه فراموش نخواهم کرد .

پدرم آرزو داشت دوباره زانویم را سالم ببیند.همیشه از دوران کودکی در مسابقات دو و میدانی بین مدارس در خط پایان پدرم ایستاده بود و میدانست که پسرش حتما یکی از سه نفری خواهد بود که مدال میگیرد و هیچگاه امید پدر را نا امید نمیکردم و ....

پس از اسفند ۱۳۸۱ هیچگاه نتوانستم بدوم. دویدن عشق من بود و فوتبال. پدرم عاشق دویدن من بود . همیشه میگفت دونده های استقامت در زندگی موفق خواهند بود و امروز حرفهایش را بیشتر میفهمم. پس از هفت ماه زندان و شکنجه سخت که بارها تا آستانه مرگ رفتم ٫  ۷ مهر ۱۳۸۲ برای اولین بار به مرخصی آمدم و پدرم پشت در بزرگ آهنی زندان قصر به پیکان زرد رنگ جوانانش تکیه داده و خسته اما امیدوار منتظرم بود . وقتی دید که پسر قهرمان استقامتش٫ می لنگد و به زور راه میرود ٫ خیلی تلاش کرد غم سنگین نشسته بر قلبش را پنهان کند . یکسال بیشتر نماند و ۷ مهر ۱۳۸۳ در خیابان چشمهایش به راه بود تا دوباره بتوانم مثل کودکیهایم بدوم و خودم را به آخرین لحظات زندگی اش برسانم.  دیوارهای زندان و زندانبانهای سنگدل نگذاشتند آخرین بار پدرم را در آغوش بگیرم و آخرین بار که به مرخصی آمدم و پدر را تکیه زده بر پیکانش ندیدم ٫ بی اختیار اشکم سرازیر شد و لنگان لنگان راهی خانه شدم...

حالا دوباره شاید بتوانم لذت دویدن را بچشم . باید از دوستان خوبم غزل امید ٫ علی صالحی ٫ داریوش خیرخواه و دکتر فریبرز داوودی عزیز ( برادر ارژنگ داوودی ) سپاسگذار باشم که به همت این عزیزان شرایطی فراهم شد که تاندون پاره شده زانویم جراحی شود. از جراح و تیم جراحی و بیمارستان هم که همگی آمریکایی هستند و پس از خواندن زندگینامه من افتخاری این عمل سنگین را انجام میدهند ٫ سپاسگذارم و نمیدانید چقدر خوشحالم که دوباره میتوانم دویدن را تجربه کنم و روح محمد باقر فخرآور هم شادتر خواهد بود. 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 21:5 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


اسامی زندانیان سیاسی  

غلام حسین کلبی ( مجاهد ، اعدام، ابد)
سعید شاه قلعه ای( مجاهد، اعدام، ابد)
خلیل شالچی( مجاهد، بلاتکلیف)
دکتر سعید ماسوری( مجاهد ؛ اعدام)
ولی الله فیض مهدوی( مجاهد، اعدام)
جعفر اقدامی( مجاهد، 15 سال)
افشین بایمانی( مجاهد)
عباس دلدار( اعدام، 15 سال)
ابراهیم مومنی( جاسوسی، 15 سال)
حسن خبیری نیا( بلاتکلیف، به اتمام نوشتن نامه ای به خامنه ای، مترجم زبان انگلیسی)
مصطفی جوکار( روزنامه نگار، بلاتکلیف)
حسن ناهید( امنیتی، مهندس مخابرات، به اتهام افشای اطلاعات محرمانه ، 3 سال)
حسین غضنفری( از اعضای انجمن پادشاهی ایران " جنبش تندر"، در شیراز دستگیر شده، بلاتکلیف)
بهرام مشهدی( بهایی، به اتهام نوشتن یک تظلم نامه به رهبر، 1 سال)
مهران کوثری(بهایی، به اتهام نوشتن یک تظلم نامه به رهبر، 3 سال)
حمید پورمند (افسر نیروی دریایی ، کشیش پروتستان، بلاتکلیف)
هوشنگ قاسمی(جاسوسی)
مهرداد حیدرپور(3 سال)
مهردا لهراسبی( اعدام، 15 سال)
منوچهر محمدی( اعدام، 15 سال، دانشجو)
اکبر محمدی(اعدام،15 سال،دانشجو)
مهندس حشمت الله طبرزدی( 14 سال،فعال سیاسی)
ارژنگ داوودی( جاسوسی، 14 سال)
بینا داراب زند( 5/3، عضو حزب دموکرات ایران)
بهروز جاوید تهرانی(عضو حزب دمورات ایران، 7 سال )
دکتر ناصر زرافشان(وکیل قتلهای زنجیره ای، 3 سال)
امیر ساران( جبهه اتحاد ملی، 15 سال)
مهندس احمد رشید نیا ( از مهندسین تاسیسات اتمی ایران، به اتهام جاسوسی هسته ای، بلاتکلیف)
رضا شیر رضا ( مترجم زبان روسی، مترجم کارشناسان روسی در تاسیسات محرمانه اتمی ایران، به اتهام جاسوسی هسته ای، بلاتکلیف)
امیر پرویزی( بلاتکلیف، به اتهام بالا بردن عکس مسعود رجوی در تظاهرات مقابل دانشگاه)
مجتبی سمیعی نژاد( وبلاگ نویس، دانشجو، 2 سال و 10 ماه زندان)
افشین زارعی( وبلاگ نویس، بلاتکلیف)
حسین رئیسی(وبلاگ نویس، بلاتکلیف)
دکتر جمشید امینی ( سرهنگ ارتش و پزشک )
سرهنگ هوشنگ قاسمی ( سرهنگ خلبان )
بهروز عزیزی توکلی(209، به اتهام بهاییت،بلاتکلیف)
دکتر علی ساسانی(کاشف واکسن اوریون در ایران ،بلاتکلیف، 209)
رضا ملک( معاون سابق امنیت استان تهران، بلاتکلیف، به مدت 4 سال در 209 میباشد،)
اسد شقاقی( عضو جبهه اتحاد ملی، 3 سال)
خالد حردانی( به اتهام هواپیما ربایی، اعدام)
شهرام پورمنصوری( به اتهام هواپیما ربایی، اعدام)
فرهنگ پور منصوری( اتهام هواپیما ربایی، اعدام)
دکتر ایرج فرجادی( فعال سیاسی، زندان مشهد، وضعیت نامعلوم)
امیر لاجوردی( دانشجو، مکان نگهداری نامعلوم، احتمال کشته شدن وی وجود دارد)
علی اکبر اقدسی
مصطفی سنگ تراش ( مجاهد )
محمد ابراهیم بهبودی
یوسف قاسمی
علیرضا عبداللهی
تقی پاشاپور
کریم نوروزی مقدم
حسین قابلی
محمد قابلی
مقصود ورمزیار

مهندس عباس امیر انتظام ( حبس ابد )

سیامک پورزند

تقی رحمانی

رضا علیجانی

هداصابر

عبد الفتاح سلطانی ( پنج سال )

منصور اصانلو ( بلاتکلیف ) 

رامین جهانبگلو ( بلاتکلیف ) 

مهندس سید علی اکبر موسوی خوئینی ( بلاتکلیف ) 

پرویز یکانی زارع(ائلیار).
بابک آذر اغلو.
علی پور علی
صابر بیت اللهی
کریم یوسفی عدل
كمال نويدي
حسين فيضي
علی رضا کرمی خیر آبادی
آرش سیگارچی
اسامی زندانیان سیاسی کرد:


محکومین به اعدام ، حبس ابد و حبسهای طولانی:‏
.‏ عزیز صادقی، فرزند حسن، متولد 1338 در شهر سلماس، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ‏ایران در تاریخ 15 دی ماه 1371 دستگیر به حبس ابد و پرداخت حداقل 6 دیه محکوم شده است.‏
.‏ خالد فریدونی فرزند حسن، متولد 1346 در شهر مهاباد، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ‏ایران در تاریخ10 مهر ماه 1379به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران دستگیر و به اعدام با ‏یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است.‏
.‏ عمر فقیه پور فرزند محمد رسول، متولد 1349 در شهر مهاباد، به اتهام همکاری با حزب دموکرات ‏کردستان ایران در تاریخ10 شهریور 1379دستگیر و به اعدام با یک درجه تخفیف، به حبس ابد محکوم ‏شده است.‏
.‏ محمد ناصری فرزند ابراهیم، متولد 1350 در شاهیندژ، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران ‏در 23 آبان 1378 دستگیر و به اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است.‏
.‏ حسن محمودی فرزند ابراهیم، متولد 1354در پیرانشهر، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ‏ایران دستگیر و به اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است.‏ ‏
.‏ سید طاهر عبداله پور فرزند سید صالح، متولد 135در پیرانشهر، به اتهام همکاری با حزب دموکرات ‏کردستان ایران دستگیر و به اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است.‏ ‏
.‏ زاهد مصطفوی فرزند محمد، متولد 1353 در بوکان، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران در ‏‏6 مهرماه 1371 دستگیر و به اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است.‏ ‏
.‏ حسین حمزوی شجاع فرزند حمزه، متولد 1361در پیرانشهر، به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین خلق ‏در 5 اردیبهشت 1380 دستگیر و به اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است.‏
.‏ سعید سنگر فرزند مصطفی، متولد 1361در پیرانشهر، به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین خلق در 5 ‏اردیبهشت 1380 دستگیر و به اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است.‏ ‏
.‏ کریم معروف عزیز فرزند معروف اهل سلیمانیه به اتهام همکاری با حزب بعث در سال 1374 دستگیر و به ‏اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است.‏ ‏
.‏ رسول عبداله پور فرزند محمد اهل نقده، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران در سال 1384 ‏دستگیر و به اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم است.‏ ‏
.‏ مصطفی علی محمد فرزند علی اهل عفرین به اتهام همکاری با حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) در ‏سال 1384 دستگیر و به اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم است.‏
.‏ محمد علی زایله فرزند یداله، متولد 1349 در سنندج به اتهام همکاری با سازمان کومله یکسانی در 30 ‏خرداد 1371 دستگیر و به اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است.‏ ‏
.‏ ‏ توفیق مرادی، اهل مریوان، به اتهام همکاری با کومه له، در سال 1381 دستگیر و به اعدام با یک درجه ‏تخفیف به حبس ابد محکوم شد.‏ ‏15.‏ ‏ آزاد صادقی، اهل سنندج به اتهام همکاری با کومه له، در سال 1382 دستگیر و به اعدام با یک درجه ‏تخفیف به حبس ابد محکوم شد ‏ ‏
.‏ ناصر صدقی، اهل سنندج، به اتهام همکاری با کومه له، در سال 1380 دستگیر و به اعدام با یک درجه ‏تخفیف به حبس ابد محکوم شد.‏ ‏
.‏ سمندعلی محمدی فرزند بیگ محمد، متولد 1326در میاندوآب، عضو فرقه مذهبی اهل حق، به اتهام ‏درگیری با نیروی انتظامی در 22 آبان 1383 دستگیر و به 5 سال حبس و سپس اعدام، محکوم شده ‏است. ‏ ‏
.‏ بخشعلی محمدی فرزند بیگ محمد، متولد 1338در میاندو آب، عضو فرقه مذهبی اهل حق، به اتهام ‏درگیری با نیروی انتظامی در 12 آبان 1383 دستگیر و به 5 سال حبس و سپس اعدام، محکوم شده ‏است. ‏ ‏
.‏ یونس آقایان فرزند ایوب، متولد 1361 در میاندوآب، عضو فرقه مذهبی اهل حق، به اتهام درگیری با نیروی ‏انتظامی در 3 مهر 1383 دستگیر و به 5 سال حبس و سپس اعدام، محکوم شده است. ‏ ‏
.‏ مهدی قاسم زاده فرزند قباد، متولد 1360 در میاندوآب، عضو فرقه مذهبی اهل حق، به اتهام درگیری با ‏نیروی انتظامی در 1 مهر 1383 دستگیر و به 5 سال حبس و سپس اعدام، محکوم شده است. ‏ ‏
.‏ عباداله قاسم زاده فرزند قباد، متولد 1353 در میاندوآب، عضو فرقه مذهبی اهل حق، به اتهام درگیری با ‏نیروی انتظامی در 12 آبان 1383 دستگیر و به 5 سال حبس و سپس اعدام، محکوم شده است. ‏ ‏
.‏ سهراب اسماعیل پور متولد 1351 در بانه به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران در سال 1371 ‏دستگیر و به حبس ابد محکوم شده است ‏
.‏ مسعود حسین پناه، اهل سنندج، به اتهام همکاری با کومه له، در سال 1381 دستگیر و به حبس ابد ‏محکوم شده است. ‏
.‏ هژار قادری فرزند محمد، متولد 1361 در پیرانشهر، به اتهام همکاری با گروه آگری سور در 2 مرداد 1381 ‏دستگیر و به 15 سال سال حبس و اعدام محکوم شده است.‏
.‏ عثمان مصطفی پور فرزند حسین متولد 1348 در پیرانشهر به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ‏ایران در 24 تیرماه 1370 دستگیر و به 25 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ خالد مینا زاده فرزند عزیز، متولد 1349 در بوکان، به اتهام ارتباط با حزب خبات در 12 تیر 1371 دستگیر و ‏به 25 سال حبس محکوم شد.‏ ‏
.‏ ابراهیم خورندی فرزند عبدالسلیم متولد 1343 در بوکان، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران ‏در 17 مرداد 1369 دستگیر و به 23 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ اسعد مازوجی فرزند عبداله اهل مهاباد، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران در سال 1375 ‏دستگیر و به 23 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ عزیز محمد جانی فرزند رحمت اله، متولد 1335 در مهاباد، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران ‏در 7 اردیبهشت 1371 دستگیر و به 20 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ خالد استاد قاضی فرزند شریف، متولد 1347 در بوکان، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان در 22 ‏تیر 1375 دستگیر و به 20 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ ‏ حسین کرمی فرزند حمزه، متولد 1342در سردشت، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران در ‏‏9 آذر ماه 1372 دستگیر و به 20 سال زندان محکوم شد.‏
.‏ ناصر ساطوری، فرزند غفور، متولد ۱۳۴۸ درسقز، به اتهام ارتباط با حزب کومه له، در 17 اردیبهشت ‏‏1370 دستگیر و به 20 سال زندان محکوم گردید.‏ ‏
.‏ ‏ حبیب اله نادری، اهل جوانرود، به اتهام ارتباط با دولت عراق، در سال 1379 دستگیر و به 18 سال ‏حبس محکوم گردید. ‏ ‏
.‏ محمد ویسی، اهل تازه آباد جوانرود، به اتهام ارتباط با دولت عراق، در سال 1379 دستگیر و به 18 سال ‏زندان محکوم شد.‏ ‏
.‏ ‏ محمود رحمانی، اهل روستای تازه آباد جوانرود، به اتهام ارتباط با دولت عراق، در سال 1379 دستگیر ‏و به 17 سال زندان محکوم شد.‏ ‏
.‏ ‏ مجید رحمانی، اهل روستای تازه آبادجوانرود، به ارتباط با دولت عراق دز سال 1379 دستگیر و به 16 ‏سال حبس محکوم شد. ‏ ‏
.‏ محمد امین فروتن، فرزند قادر، متولد 1337 در بوکان، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران، در ‏سال 1375 دستگیر و به 15 سال حبس محکوم گردید ‏
.‏ حامد لیلانی فرزند حسین، اهل پیرانشهر، متولد سال 1384 به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ‏ایران، در سال 1384 دستگیر و به 15 سال حبس محکوم شده است ‏
.‏ محمد امین پروشان فرزند قادر، اهل بوکان، به اتهام ار تباط با حزب دموکرات کردستان ایران در 5 مرداد ‏‏1375 دستگیر و به 15 سال زندان محکوم شده است‏ ‏
.‏ قادر جولا فرزند کریم، اهل مهاباد، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان، در سال 1378 دستگیر و به ‏‏15 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ سمکو قادر پور اهل مهاباد، به اتهام همکاری با حزب کومه له در سال 1383 دستگیر و به 11 سال ‏حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ فرهاد میرزایی فرزند عبداله ، متولد 1352 در بوکان، به اتهام ارتباط با یگ گروه اسلامی منتسب گروه ‏القاعده در 25 اسفند 1381 دستگیر و به 9 سال زندان محکوم شده است.‏ ‏
.‏ جمال پر فرزند عبداله، اهل مهاباد، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران در سال 1376 ‏دستگیر وبه 8 سال حبس محکوم است.‏ ‏
.‏ جعفر ملائکه فرزند رسول متولد 1351 در پیرانشهر، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران در ‏‏21 شهریور 1379 دستگیر و به 7 حبس محکوم است.‏ ‏
.‏ ایوب هنرور فرزند احمد در سال 1360 در اشنویه، به اتهام ارتباط با گروه آگری سور در 2 مرداد 1381 ‏دستگیر و به 7 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ ایوب حقیقی فرزند رحمان، متولد 1361 در اشنویه، به اتهام همکاری با گروه آگری سور در 2 مرداد 1381 ‏دستگیر و به 7 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ داراب رشیدی فرزند مصطفی، متولد 1352 در سردشت، به اتهام همکاری با حزب کارگران کردستان( پ. ‏ک. ک) در سال 1380 دستگیر و به 7 سال حبس محکوم شده است.‏
.‏ جمال زارعی، اهل سنندج، به اتهام همکاری با کومه له، در سال 1382 دستگیر و به 7 سال حبس ‏محکوم شد.‏ ‏
.‏ بهمن پیکال فرزند سلیمان، متولد 1361 در اشنویه، به اتهام همکاری با گروه آگری سور به 6 سال حبس ‏محکوم شده است.‏ ‏
.‏ سعید کریمی فرزند رستم، متولد 1352 در ارومیه، به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق در سال ‏‏1384 دستگیر و به 6 سال حبس محکوم شده است‏ ‏
.‏ سید کریم حسینی فرزند قادر، متولد 1354 در بوکان، به اتهام همکاری با گروه آگری سور در 2 مرداد ‏‏1381 دستگیر و به 6 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ ‏ جمال حسینی، اهل سنندج، به اتهام همکاری با کومه له، در سال 1381 دستگیر و به 5 سال زندان ‏محکوم شد. ‏
.‏ شیلان ارومیه ای اهل ارومیه ، به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد کردستان( پژاک) در سال 1383 دستگیر ‏و به 5 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ مظفر نصرالدینی فرزند عبداله، متولد 1353 در سلیمانیه، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان در ‏‏3 شهریور 1380 دستگیر و به 5 سال حبس محکوم شده است.‏
.‏ کیوان سرابی اهل سنندج، به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد کردستان( پژاک) در آذر 1384 دستگیر و به ‏‏5 سال حبس و 5 تبعید محکوم شده است.‏ ‏
.‏ علی احمد سلیمان فرزند احمد، به اتهام ارتباط با حزب کارگران کردستان در سال 1382 دستگیر و به 5 ‏سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ فرزاد راوند اهل مریوان، به اتهام ایجاد اغتشاش در سال 1380 دستگیر و به 6 سال حبس محکوم شده ‏است
زندانیان با محکومیت زیر 5 سال:‏ ‏
.‏ سید محسن رستمی فرزند سید محمد امین اهل مریوان، به اتهام همکاری با حزب کارگران کردستان در ‏‏1383 دستگیر و زندانی شده است.‏
.‏ سعید دلایی میلان فرزند عصمت، اهل ارومیه، به اتهام ارتباط با حزب کارگران کردستان در سال 1383 ‏دستگیر و زندانی شده است.‏
.‏ حسن حکمت دمیر فرزند عزیز متولد 1352 کردستان ترکیه، به اتهام همکاری با حزب کارگران کردستان ‏در سال 1382 دستگیر و زندانی شده است‏ ‏
.‏ محمد خیر خالد رمضان فرزند خالد، اهل کردستان سوریه، به اتهام همکاری با حزب کارگران کردستان در ‏سال 1383 دستگیر و زندانی شده است.‏ ‏
.‏ اسعد امیری فرزند ایرج اهل اشنویه، به اتهام شرکت در اعتراضات مدنی خیابانی در خرداد 1384 ‏دستگیر و زندانی شده است.‏ ‏
.‏ عبدالخالق طلوعی فرزند محمد، متولد 1364 اشنویه، به اتهام شرکت در اعتراضات مدنی خیابانی در ‏خرداد 1384 دستگیر و زندانی شده است.‏ ‏
.‏ منصور محمدی فرزند محمد، اهل سنندج به اتهام ارتباط با حزب کارگران کردستان در سال 1383 ‏دستگیر و زندانی شده است ‏
.‏ علی قاسمی فتح آبادی فرزند محمد، متولد 1358 بوکان به اتهام ارتباط با حزب کارگران کردستان در 27 ‏خرداد 1384 دستگیر و زندانی شده است.‏ ‏
.‏ شهریار قبال فرزند علی، اهل مهاباد، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران در سال 1384 ‏دستگیر و زندانی شده شده است.‏ ‏
.‏ سیامند شابویی فرزند قادر، متولد 1365 در اشنویه، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان در 2 ‏مرداد 1384 دستگیر و زندانی شده است.‏ ‏
.‏ غلامحسین رهبری فرزند عبداله، اهل ارومیه، به اتهام ارتباط با گروه سلطنت طلب در سال 1384 ‏دستگیر و زندانی شده است.‏
.‏ امیر شریفی فرزند عبدالکریم، اهل بوکان، به اتهام ارتباط با یک گروه اسلامی، در 25 شهریور 1384 ‏دستگیر و زندانی شده است.‏ ‏
.‏ صلاح الدین احمدی فرزند رسول، متولد 1349 در پیرانشهر، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ‏ایران در 18 مهرماه 1384 دستگیر و زندانی شده است.‏ ‏
.‏ محمد پرتوی متولد 1356 در سردشت، به اتهام درگیری با نیروهای امنیتی در سال 1384 دستگیر و به ‏‏4 سال و 5 ماه حبس محکوم شده است. ‏ ‏
.‏ سامان رسول پور فعال حقوق بشر و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در مهاباد، به اتهام نشر ‏اکاذیب و تبلیغ برضد نظام اسلامی، در 10 اسفند ماه 1384 دستگیر و زندانی شده است.‏
.‏ سید حجت ابراهیمی، اهل سنندج، به اتهام همکاری با کومه له، در سال 1382 دستگیر و به زندان و ‏تبعید به ملایر محکوم شد.‏ ‏
.‏ انور عزیزی، اهل سقز، به اتهام همکاری با همکاری با حزب خبات در سال 1382 دستگیر و به زندان ‏محکوم شد.‏ ‏
.‏ مصطفی احمد نژاد اهل سقز به اتهام ارتباط با احزاب مخالف به 3 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ کیوان صابری اهل مهاباد، به اتهام ارتباط با احزاب کرد به 3 سال و نیم حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ طه (طاها) احمدی فرزند محمد سعید اهل مریوان به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران به 4 ‏حبس و تبعید به ایذه خورستان محکوم شده است.‏
زندانیان و بازداشت شدگان بلا تکلیف :‏ ‏
.‏ شهرام گرجانی فرزند ابراهیم، متولد 1354 در اشنویه، به اتهام شرکت در اعتراضات خیابانی در خرداد ‏‏1384 دستگیر و زندانی است.‏ ‏
.‏ محمد امین رسولی فرزند محمد، متولد 1337 در پیرانشهر، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ‏ایران در 13 دی ماه 1384 دستگیر و زندانی است.‏ ‏
.‏ پوریا مفرح عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و فعال حقوق بشر در ماکو، به اتهام نشر اکاذیب و ‏تبلیغ برضد نظام در فروردین ماه 1385 دستگیر و زندانی است.‏ ‏
.‏ جهانگیر بادوزاده اهل مهاباد و عضو سابق حزب دموکرات کردستان ایران، به اتهام شر کت در قتل یک ‏عضو نیروی امنیتی در سال 1382 دستگیر و به اعدام محکوم گردید.حکم اعدام فعلا" لغو شده است.‏ ‏
.‏ مصطفی رسول نیا اهل مهاباد در جریان اعتراضات مدنی مردم مهاباد در تیرماه 1384 به اتهام شرکت در ‏قتل یک افسر دولتی دستگیر و زندانی است.‏ ‏
.‏ ابوبکر میرزا قادری اهل بوکان، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران دستگیر و زندانی شده ‏است.‏ ‏
.‏ قادر احمدی اهل بوکان، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران دستگیر و زندانی شده است.‏ ‏
.‏ عثمان میرزا قادری اهل بوکان، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران دستگیر و زندانی شده ‏است.‏
.‏ ابوبکر باپیری اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ خضر سعید نژاد اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ محمدصالح کوخاشیره اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ خالد شیرزاد اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ ابوبکر تیکان تپه اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ آوات قریشی اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ دارا قریشی اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ محمد امین سلیمیان اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ سعداله سلطانیان اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ خضر مولودی، اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ ریبوار سلیمیان اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏ ‏
.‏ کامل سلیمیان اهل بوکان به اتهام ارتباط با احزاب کرد زندانی شده است.‏
.‏ حیدر سرچمی اهل کامیاران به اتهام ارتباط با احزاب کرد در بازداشت است.‏ ‏
.‏ ابراهیم عاشقی اهل ماکو به اتهام ارتباط با احزاب کرد در بازداشت است.‏
.‏ کریم امینی اهل سردشت، به اتهام ارتباط با احزاب کرد در بازداشت است. ‏ ‏
.‏ خسرو قربانی اهل سردشت، به اتهام ارتباط با احزاب کرد در بازداشت است.‏ ‏
.‏ احمد حسینی اهل سردشت، به اتهام ارتباط با احزاب کرد در بازداشت است.‏ ‏
.‏ واحد هرمز آباد اهل سردشت، به اتهام ارتباط با احزاب کرد در بازداشت است.‏ ‏
.‏ علی قربانی اهل سردشت،به اتهام ارتباط با احزاب کرد در بازداشت است.‏ ‏
.‏ هژار قادر ریحانی اهل مهاباد به اتهام ارتباط با اتحادیه انقلابیون کردستان زندانی شده است.‏ ‏
.‏ کاوه بهرامی اهل مهاباد به اتهام ارتباط با اتحادیه انقلابیون کردستان زندانی شده است.‏ ‏
.‏ ایوب رحمانی اهل کامیاران به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد کردستان بازداشت شده است.‏
.‏ نامدار رحمانی اهل کامیاران به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد کردستان بازداشت شده است.‏ ‏
.‏ دلیر روژهلاتی به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد کردستان در کامیاران بازداشت شده است.‏ ‏
.‏ عثمان قادری به اتهام ارتباط با یک حزب کردی بازداشت شد.‏ ‏
.‏ شهرام عزیزپور‎ ‎به اتهام به همراه داشتن نشریه یک حزب کردی بازداشت شده است.‏ ‏
.‏ زانکو رحمتی به اتهام ارتباط با یک حزب کردی بازداشت شده است.‏ ‏
.‏ آرام رضازاده به اتهام ارتباط با یک حزب کردی بازداشت شده است.‏ ‏
.‏ یاسر گلی فعال دانشجویی به اتهام سیاسی بازداشت شده است.‏
محکومین به زندان:‏
.‏ لقمان مهری اهل سقز ، به اتهام شرکت در اعتراضات خیابانی و ارتباط با حزب کمونیست کارگری ‏به 5 سال زندان محکوم شده است.‏
.‏ افشین محمدی اهل سقز به اتهام شرکت در اعتراضات خیابانی به 2 سال زندان محکوم شده ‏است ‏
.‏ محمد طاهر علی پور، اهل سقز ، به اتهام فعالیتهای مدنی و شرکت در اعتراضات مدنی به 4 سال ‏حبس محکوم شده است.‏
.‏ هیمن محمودی اهل اشنونه عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به 2 سال حبس محکوم ‏شده است.‏ ‏
.‏ علی باسبار اهل بوکان به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد کردستان به 3 سال حبس محکوم شده ‏است.‏ ‏
.‏ سلیمان مینا پاک اهل اشنویه به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران به 2 سال حبس ‏محکوم شده است.‏
.‏ افشین مروتی فرزند محمد متولد 1359 در سقز، به اتهام شرکت در اعتراضات خیابانی و ارتباط با ‏احزاب مخالف به یک سال حبس و تبعید به دیواندره محکوم شده است.‏ ‏
.‏ مادح احمدی اهل سنندج، به اتهام دیدار با سران احزاب مخالف و تبلیغ بر ضد امنیت داخلی به 5 ‏سال حبس و تبعید به میناب محکوم شده است.‏ ‏
.‏ محمدصدیق کبودوند مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده "پیام مردم" به اتهام تبلیغ جدایی خواهی ‏به یک سال حبس و 5 سال محرومیت از فعالیت روزنامه نگاری محکوم شده است.‏ ‏
.‏ کمال پروینی اهل ماکو به اتهام شرکت در اعتراضات خیابانی به یک سال حبس محکوم شده است.‏
.‏ صابر شادمند اهل ماکو به اتهام شرکت در اعتراضات خیابانی به یک سال حبس محکوم شده ‏است.‏ ‏
.‏ جمال عجمی اهل ماکو به اتهام شرکت در اعتراضات خیابانی به یک سال حبس محکوم شده ‏است.‏ ‏
.‏ حسین عموزاده اهل ماکو به اتهام شرکت در اعتراضات خیابانی به یک سال حبس محکوم شده ‏است.‏ ‏
.‏ فاتح حیرانی اهل مهاباد، به اتهام ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران به 6 سال حبس شامل 2 ‏سال تعزیری و 4 سال تعلیقی و تبعید به مراغه محکوم شده است.‏
.‏ عادل ظفری اهل سقز، به اتهام شرکت در اعتراضات خیابانی به 2 سال حبس محکوم شده است.‏ ‏
.‏ رسول رزم اهل مهاباد به اتهام ارتباط با احزاب مخالف به 2 سال حبس و تبعید به نقده محکوم شده ‏است.‏ ‏
.‏ کاوه رسولی اهل مهاباد، به اتهام ارتباط با احزاب کردی به 2 سال حبس و تبعید به میاندوآب ‏محکوم شده است.‏
.‏ ابراهیم صالحی اهل سقز، به اتهام نگهداری نقشه سیاسی کردستان به یک سال حبس محکوم ‏شده است.‏ ‏
.‏ حسین محمدی اهل سقز، به اتهام شرکت در اعتراضات خیابانی و ارتباط با احزاب مخالف به 3 ‏سال حبس و 80 ضربه تازیانه محکوم شده است.‏
محکومین تحت تعقیب:‏ ‏
.‏ رضا امینی اهل مهاباد، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران به 20 حبس محکوم شده ‏است‎.‎ ‏
.‏ هلمت حسن آذر پور اهل مهاباد، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران به 15 حبس ‏محکوم شده است.‏ ‏
.‏ عبداله محمدی اهل مهاباد، به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران به 15 حبس محکوم ‏شده است.‏
اعدام شدگان:‏ ‏
.‏ اسماعیل محمدی اهل بوکان، به اتهام همکاری با حزب کومه له در سال 1382 دستگیر و در 13 شهریور ‏‏1384 به دار آویخته شد.‏
.‏ محمد پنجوینی به اتهام عضویت در گروه" اگری سور "در سال 1381 دستگیر و زندانی شد و در 13 شهریور ‏‏1384 به دار آویخته شد.‏ ‏
.‏ عزیز خلکانی اهل سردشت، به اتهام شرکت در قتل یک مامور امنیتی ایران، در سال 1375 دستگیر و در 27 ‏آذر 1384 به دار آویخته شد.‏ ‏
.‏ مسعود شوکه فرزند محمد اهل سردشت، به اتهام شرکت در قتل یک مامور امنیتی ایران، در سال 1375 ‏دستگیر و د ر 11 دی ماه 1384 به دار آویخته شد.‏
.‏ صلاح محمودی فرزند ابوبکر اهل سردشت، به اتهام شرکت در قتل یک مامور امنیتی ایران، در سال 1375 ‏دستگیر و در یکم تیر 1385 به دار آویخته شد.‏
کشته شدگان:‏ ‏
.‏ کمال اسفرم 24 ساله اهل مهاباد، مشهور به " شوانه سید قادر" در 12 تیرماه 1384 ‏
.‏ حسین عبده بالایی 30 ساله اهل سردشت، در 7 مرداد 1384‏
.‏ زانیار آشیان 20 ساله اهل سنندج، در 15 مرداد 1384‏ ‏
.‏ شیرکو امینی 27 ساله، دانشجو و اهل مهاباد، در 29 آبان 1385‏ ‏
.‏ حسین مصلحت فرزند اسماعیل 22 ساله، چوپان روستایی در سردشت،در 22 آذر ماه 1385‏ ‏
.‏ علی کریم زاده فرزند عمر شهروند اهل ماکو، در 26 بهمن 1384‏ ‏
.‏ محمد فرزند میزو اهل ماکو، در 26 بهمن 1384 ‏ ‏
.‏ برهان فرزند حسن اهل روستای شاتری اطراف ماکو، در 26 بهمن ماه 1384‏ ‏
.‏ عادل ماکویی اهل روستای جنگه در حومه ماکو، در 26 بهمن 1384 ‏ ‏
.‏ بایرم آرسن اهل ماکو، در26 بهمن 1384 ‏ ‏
.‏ یوسف کفاشی فرزند اسماعیل اهل ماکو، در 26 بهمن 1384 ‏ ‏
.‏ علی حسن پور اهل روستای بایرم مهاباد، در شهریور 1383 ‏ ‏
.‏ فرهمند صادق وزیری اهل سنندج در اواخر سال 1383 در بازداشتگاهی در سلماس ‏ ‏
.‏ فایق رجبی اهل اشنویه، در 20 اسفند ماه 1384در پیرانشهر ‏ ‏
.‏ رئوف جوانمردی 37 ساله اهل روستای ترشیان سردشت، در یک تیرماه 1385‏
زنان محکوم به اعدام و سنگسار:‏ ‏
.‏ لیمو ابراهیمی زن جوان کارگر اهل روستای دوستعلی مهاباد مظنون به هم دستی با همسر متواریش در ‏قتل جوان متعارض به نامبرده، در زندانی در همدان با خطر اعدام روبرو است.‏ ‏
.‏ فاطمه آستا،40 ساله اهل بوکان مظنون به شرکت در قتل همسرش، محکوم به اعدام شده و در بوکان ‏زندانی است‎.‎ ‏
.‏ نازنین مهاباد 18 ساله دختر کرد ساکن کرج ، متهم به قتل یکی از سه مرد متعارض به خویش است. نامبرده ‏به اعدام محکوم شده و در رجایی شهر کرج زندانی است.‏ ‏
.‏ ملک قربانی زن جوان کرد اهل نقده به اتهام زنای محصنه ( ارتباط جنسی خارج از روابط زناشویی) به رجم ‏‏(اعدام از طریق سنگ باران) محکوم شده است.‏‎ ‎نامبرده در ارومیه زندانی است.‏
شکنجه شدگان و آسیب دیدگان :‏ ‏
.‏ مصطفی رسول نیا جوان 20 ساله اهل مهاباد به اتهام شرکت در قتل یک افسر ایرانی درجریان حوداث پس ‏قتل شوانه قادری در مهاباد دستگیر شده بود, در بازداشتگاه مورد شکنجه و آزاد جسمی قرار گرفت. ‏ ‏
.‏ رضا فرجیان اهل بانه که مضنون به شرکت در سرقت از بانک شده بود، پس از آنکه در اثر شکنجه شدید ‏نیروهای دایره اعتراف گیری پلیس از ناحیه هردو‎ ‎دست کاملا" فلج گردید، بی گناهی وی توسط اداره آگاهی ‏نیروی پلیس ثابت شد.‏
‏ سامان کریمی جوان 19 ساله اهل بانه که معلول گفتاری و شنوایی‎ ‎هست به اتهام سرقت مورد شکنجه ‏دایره اعتراف گیری نیروی پلیس قرار گرفت و به 6 ماه حبس و 80 ضربه تازیانه محکوم شد.‏ ‏
.‏ محسن علایی نوجوان 17 ساله ناشنوا و لال به اتهام سرقت مورد شکنجه پلیس قرار گرفته و ناچار به ‏اعتراف شد که به 6 ماه حبس و 8 ضربه تازیانه محکوم شد.‏
.‏ ظاهر ملاشیخه اهل سردشت در‎ ‎حین تردد در جاده مهاباد، سردشت مورد تیراندازی بدون هدف افراد نیروی ‏انتطامی قرار گرفت و در اثر صابت گلوله‎ ‎‏ به نخاع وی از ناحیه هردو پا فلج گردید.‏ ‏
.‏ هیمن حسنی نوجوان بی خانمان اهل بانه به اتهام سرقت، به حبس محکوم شده و در زندان توسط یک ‏مجرم محکوم به اعدام، مورد تعرض و آزار جنسی قرار گرفت.‏ ‏
.‏ ‏ فاطمه خندانی پیرزن 85 ساله سقزی در جریان یورش ماموران امنیتی و انتظامی برای دستگیری ‏فرزندش"حسین پرکایی" مورد ضرب و شتم قرار گرفت و ماموران با قنداق تفنگ 4 دنده پهلوی راست وی ‏شکستند.‏ ‏
.‏ یک پیرمرد 70 ساله سقزی به نام" محمدصالح باشبلاغی" به همراه همسر سالخورده اش به نام"طوبی ‏رضاپور" به دلیل اعتراض به بازداشت پسرشان" آزاد باشبلاغی" در سالن دادگاه انقلاب اسلامی سقز، در ‏انظار مردم و مسئولان دادگاه مورد ضرب و شتم شدید یک افسر پلیس قرار گرفته و مصدوم شدند.‏ ‏
.‏ رامین صالحی نوجوان 15 ساله، اهل روستای "قیصلو" سقز به اتهام پخش و توزیع اعلامیه یک حزب کردی ‏توسط نیروهای سپاه پاسداران روستای "میرده "دستگیر و به بازداشتگاه یک پادگان نظامی انتقال داده شد و ‏در آنجا مورد ضرب و شتم و آزار جسمی شدید قرار گرفت. ‏
ناپدید شدگان:‏ ‏
.‏ احمد برزگر فرزند رسول، اهل منطقه برادان پیرانشهرف از اول فروردین ماه سال 1384 ناپدید شده است. ‏نامبرده در زمینه های سیاسی فعالیت داشته است.‏
.‏ محمدمراد میرزایی آوانگان فرزند عبداله اهل قروه از روز سوم تیرماه 1384 ناپدید شده است. نامبرده در ‏محل،منتقد دولت بوده است.‏
.‏ محمد کویخا اهل بوکان از روز 28 اسفند ماه 1384 ناپدید شده است . نامبرده فعال سیاسی بوده است.‏
بازداشت‎ ‎شدگانی که با تودیع وثیقه آزادشده و پرونده در جریان در دادگاهها دارند:‏ ‏
.‏ محمد صدیق‎ ‎کبودوند مدیر مسئول هفته نامه " پیام مردم" ، تهران ‏
.‏ حسين احمدی نیاز مدیر مسئول هفته نامه" آسو" ،سنندج ‏
.‏ رويا طلوعي سردبیر هفته نامه "راسان" ،سنندج ‏
.‏ اجلال قوامي روزنامه نگار ،سنندج ‏
.‏ تونيا كبودوند روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، تهران ‏
.‏ زینب بایزیدی فعال مدنی و حقوق بشر ،مهاباد ‏
.‏ غفور محمدی فعال مدنی و حقوق بشر،مهاباد ‏
.‏ سروه کامکار فعال مدنی،مهاباد ‏
.‏ چیمن بایزیدی فعال مدنی،مهاباد ‏
.‏ برهان غسالی فعال حقوق بشر ،بانه ‏
.‏ كاوه حسين پناهي روزنامه نگار،سنندج ‏
.‏ حسن اميني فعال سیاسی مذهبی،سنندج ‏
.‏ سعيد ساعدي روزنامه نگار ،سنندج ‏
.‏ جمشید وزیری نوبسنده، سنندج ‏
.‏ جهانگیر هاشمی نویسنده ، سنندج ‏
.‏ ژيان كامگار شهروند نودشه‏ ‏
.‏ وريا كريمي شهروند نودشه‏ ‏
.‏ هيوا نوري شهروند نودشه‏
.‏ وطن عبادي شهروند نودشه‏ ‏
.‏ خالد رسولي شهروند نودشه‏ ‏
.‏ كاوه انوري منش شهروند نودشه‏
.‏ عارف نادري فعال مدنی قروه‏ ‏
.‏ آسو صالح فعال دانشجویی سنندج ‏
.‏ کیا حجازی فعال دانشجویی سنندج‏ ‏
.‏ آزاد زمانی فعال حقوق کودکان‏ ‏
.‏ مکائیل امینی شهروند قروه‏ ‏
.‏ طالب میرزایی شهروند قروه‏ ‏
.‏ محمود شریفی شهروند قروه‏ ‏
.‏ طالب میهمی شهروند قروه‏ ‏
.‏ حبیب اله رنجبر فعال مدنی، دهگلان‏ ‏
.‏ علی پاسبار شهروند بوکان ‏
.‏ سمکو پاسبار شهروند بوکان‏ ‏
.‏ امیر عبداله زاده فعال مدنی بوکان‏ ‏
.‏ محمد حسن خالی شهروند بوکان ‏
.‏ جليل آزاديخواه سردبير هفته نامه " آسو" ،سنندج ‏
.‏ صديق مينايي روزنامه نگار، سنندج‏ ‏
.‏ جلال بهمنی شهروند، سنندج‏ ‏
.‏ هژار رضوی شهروند بانه‏ ‏
.‏ ناصر یوسفی شهروند بانه‏ ‏
.‏ محمد ظاهر احمدی پور فعال مدنی، بانه‏ ‏
.‏ برهان دیوارگر فعال حقوق کارگری، سقز‏ ‏
.‏ ‏ شاهرخ یزدانی شهروند سنندج‏
.‏ صالح غاجانی شهروند اشنویه‏
.‏ شورش نصرالهی شهروند اشنویه‏ ‏
.‏ جمشید امینی شهروند اشنویه‏ ‏
.‏ هاوار غاجانی شهروند اشنویه‏ ‏
.‏ کیوان اسدی شهروند اشنویه‏ ‏
.‏ اظهر عبداله شاهی شهروند اشنویه‏
.‏ هژار حسین نژاد شهروند سردشت‏
.‏ آزاد لطف پوری فعال مدنی سنندج
.‏ فاروق سامانی فعال مدنی مهاباد‏
.‏ هژار مامندی فعال مدنی مهاباد‏
.‏ مرتضی سلیمانی فعال مدنی، سنندج‏
.‏ محمود صالحی فعال حقوق کارگری، سقز‏
.‏ سید جلال حسینی فعال حقوق کارگری، سقز
.‏ محمد عبدی فعال کارگری سقز‏
.‏ محسن حکیمی فعال حقوق کارگری، سقز‏
.‏ افشین مروتی شهروند سقز‏
.‏ رضا عزیزی شهروند سقز‏
.‏ اسعد خیاط باشی شهروند سقز‏
.‏ هادی حیدری شهروند سقز‏
.‏ هادی نوری شهروند سقز
.‏ محمد صالح نصری شهروند سقز‏
.‏ لقمان محمدی فعال مدنی سقز‏
.‏ پیمان مهری شهروند سقز‏
.‏ لقمان مهری فعال مدنی، سقز‏
.‏ کیوان قهرمانی شهروند سقز‏
.‏ افشین محمدی شهروند سقز‏
.‏ عباس رمضانزاده شهروند سقز‏
.‏ فتاح رمضانزاده شهروند سقز‏
.‏ سامان بیگلری شهروند سقز‏
.‏ محمد وطن خواه شهروند سقز‏
.‏ مصطفی توفیقی شهروند سقز‏
.‏ شهرام انصاری شهروند سقز‏
.‏ محی الدین آزادی شهروند سقز‏
.‏ سعدی خادمی شهروند سقز‏
.‏ عطاله محمدزاده شهروند سقز‏
.‏ فردین فرج پور شهروند سقز‏
.‏ صلاح الدین سعادت شهروند سقز‏
.‏ نوزاد علائی شهروند سقز‏
.‏ بهاالدین شجاعی شهروند سقز‏
.‏ پیمان صدیقیانی شهروند سقز‏
.‏ جعفر شریفی شهروند سقز‏
.‏ حسین زینتی شهروند سقز‏
.‏ شاهو ملکی شهروند سقز‏
.‏ آرام صوفی شهروند سقز‏
.‏ آرام ساتوری شهروند سقز‏
.‏ دیاکو صالحی شهروند سقز‏
.‏ کاوه غفاری شهروند سقز‏
.‏ جمال شریفی شهروند سقز‏
.‏ حسین پرکایی شهروند سقز‏
.‏ ابراهیم صالحی شهروند سقز‏
.‏ منصور صالحی شهروند سقز‏
.‏ زاهد عبداله زاده شهروند سقز‏
.‏ هیمن امیدی شهروند سقز‏
.‏ مصطفی راعی شهروند سقز
.‏ ماجد ملکی شهروند سقز
.‏ هادی حسن پور شهروند سقز
.‏ هیوا بهرامی فعال مدنی سقز
.‏ نادر رضایی شهروند سقز
.‏ آکو دیا بندی شهروند سقز‏
.‏ رسول عینی شهروند سقز
.‏ محمود پیر شاهی شهروند سقز
.‏ هیمن ویسی شهروند سقز
.‏ حامد ظریفی شهروند سقز
.‏ منصور برازنده شهروند سقز
.‏ طاهر دست براورده شهروند سقز
.‏ فرهاد فتاحی شهروند، باینگان‏
.‏ وزير قادري شهروند باینگان‏
.‏ واحد اشرف پور شهروند باینگان‏
.‏ فرهاد فتاحي شهروند باینگان‏
.‏ محمدرضا رامينه شهروند، باینگان‏
.‏ اردلان رامينه شهروند باینگان‏
.‏ سراج قاسمي شهروند باینگان‏
.‏ اشكان احمدي شهروند باینگان‏
.‏ احمد وطمانی شهروند مهاباد‏
.‏ آزاد منبری دانشجو، بیجار‏
.‏ درسیم خورشید اوراماری شهروند ارومیه‏
.‏ مناف پورامینی شهروند مهاباد‏
.‏ عزیز عبدللهی شهروند مهاباد‏
.‏ قادر خرامان فرد شهروند مهاباد‏
.‏ عزیز محمدامینی شهروند مهاباد‏
.‏ شریف امینی شهروند مهاباد‏
.‏ حسن هیبتی شهروند مهاباد‏
.‏ فاتح حیرانی شهروند مهاباد‏
.‏ کیوان علیالی شهروند مهاباد‏
.‏ آوات سرگلی شهروند مهاباد‏
.‏ واحد سرگلی شهروند مهاباد‏
.‏ کامیار ناظمی شهروند مهاباد
.‏ محمد عالی شهروند پیرانشهر ‏
.‏ محسن رواق بستانی شهروند پیرانشهر‏
.‏ احمد عیسی زاده‌ شهروند ماکو‏
.‏ کمال پروینی شهروند ماکو
.‏ حسن عمو زاده شهروند ماکو
.‏ علی عمو زاده شهروند ماکو
.‏ حسن حسو زاده شهروند ماکو
.‏ عیسی آگوشیده شهروند ماکو
.‏ رستم ارکیا شهروند ماکو
.‏ جهانبخش بروکی میلان شهروند ماکو
.‏ حسین جوان شهروند ماکو
.‏ جعفر دلایی میلان شهروند ماکو
.‏ موسی عجمی شهروند ماکو
.‏ جمال عجمی شهروند ماکو
.‏ ادریس اشنود شهروند ماکو
.‏ محمد ارسن شهروند ماکو
.‏ علی ارسن شهروند ماکو
.‏ حسن ارسن شهروند ماکو
.‏ رستم ارسن شهروند ماکو
.‏ علی بروکی میلان شهروند ماکو
.‏ محمد بروکی میلان شهروند ماکو
.‏ محمد ادیب فر شهروند ماکو
.‏ حسن دلایی میلان شهروند ماکو
.‏ علی دلایی میلان شهروند ماکو
.‏ یوسف آهنو خوش شهروند ماکو
.‏ علی آهنو خوش شهروند ماکو
.‏ منصور عدالت شهروند ماکو
.‏ صابر ارکیا شهروند ماکو
.‏ محمد خلیلی شهروند ماکو
.‏ محمد امین افشاری شوریده شهروند ارومیه‏
.‏ جعفر افشاری شوریده شهروند مهاباد
.‏ کیوان عزیز پور شهروند مهاباد‏
.‏ کاوه‌ عزیز پور شهروند مهاباد‏
.‏ شاهو حسن پور اقدم شهروند مهاباد‏
.‏ هوشیار حسن پور شهروند مهاباد
.‏ شریف محمد امینی شهروند مهاباد
.‏ موسی قیطرانی شهروند مهاباد
.‏ رسول رزم شهروند مهاباد
.‏ کاوه عزیز پور شهروند مهاباد
.‏ لقمان سیدی شهروند مهاباد
.‏ کورش رحمانی شهروند کامیاران‏
.‏ نوزاد رحمانی شهروند کامیاران
.‏ رشاد صبوردی شهروند کامیاران
.‏ فواد فیضی شهروند کامیاران
.‏ خسرو کاکایی شهروند کامیاران
.‏ جواد فیضی شهروند کامیاران
.‏ رزگار سلیمیان شهروند بوکان
.‏ آرام قریشی شهروند بوکان
.‏ اکام قریشی شهروند بوکان
.‏ خدری سعید پور شهروند بوکان‏
.‏ نادر رضایی شهروند سقز
.‏ سعید شریفی شهروند سقز
.‏ عارف مردانی شهروند سقز
.‏ هاوری کیخسروی شهروند سقز
.‏ هیوا شریفی شهروند سقز‏
.‏ مهران سلیمی شهروند سقز
.‏ شریف گیلانی شهروند سقز
.‏ ژاله محمدی شهروند سقز
.‏ وهاب سهرابی شهروند کرمانشاه
.‏ ناصر قبادی شهروند کرمانشاه
.‏ علی حسینی شهروند خوی
.‏ کریم نقره ای شهروند بانه
.‏ رشید نقره ای شهروند بانه
.‏ محمد فرج پور شهروند بانه
.‏ فاروق عزیزر نژاد شهروند بوکان
.‏ یوسف رحمان پور شهروند بوکان
.‏ ارسلان پیروکی شهروند بوکان
.‏ بهرام ولد بیگی سردبیر روزنامه آشتی
.‏ مریم قاضی فعال مدنی و ادبی مهاباد‏
.‏ شورش موحی شهروند مهباد
.‏ ادریس خلیقی شهروند مهاباد
.‏ کیوان محمودی شهروند بانه‏
.‏ حسین شریفی شهروند دیواندره
.‏ محسن کریمیان شهروند سقز‏
و....

حکم اعدام برای 5 نفر از ترکان علوی مذهب در آذربایجان غربی

. سمندعلِی محمدِی (بِیگ محمد اوغلو)، متولد ۱٣۲۶ در قوشاچاي (مِیاندوآب)، وابسته به مذهب علوي- قزلباشي (در ايران به اشتباه مشهور به اهل حق) ، به اتهام درگِیرِی با نِیروِی انتظامِی در ۲۲ آبان ۱٣٨٣ دستگیر و به ۵ سال حبس و سپس اعدام، محکوم شده است.

٢. بخشعلِی محمدِی (بِیگ محمد اوغلو)، متولد ۱٣۲۶ در قوشاچاي (مِیاندوآب)، وابسته به مذهب علوي- قزلباشي (در ايران به اشتباه مشهور به اهل حق) به اتهام درگِیرِی با نِیروِی انتظامِی در ۱۲ آبان ۱٣٨٣ دستگیر و به ۵ سال حبس و سپس اعدام، محکوم شده است.

٣. ِیونس آقاِیان (اِیوب اوغلو)، متولد ۱٣۶۱ در قوشاچاي (مِیاندوآب)، وابسته به مذهب علوي- قزلباشي (در ايران به اشتباه مشهور به اهل حق) به اتهام درگِیرِی با نِیروِی انتظامِی در ٣ مهر ۱٣٨٣ دستگیر و به ۵ سال حبس و سپس اعدام، محکوم شده است.

٤. مهدِی قاسم زاده (قباد اوغلو)، متولد ۱٣۶۰ در قوشاچاي (مِیاندوآب)، وابسته به مذهب علوي- قزلباشي (در ايران به اشتباه مشهور به اهل حق) به اتهام درگِیرِی با نِیروِی انتظامِی در ۱ مهر ۱٣٨٣ دستگیر و به ۵ سال حبس و سپس اعدام، محکوم شده است.

٥. عباداله قاسم زاده (قباد اوغلو)، متولد ۱٣۵٣ در قوشاچاي (مِیاندوآب)، وابسته به مذهب علوي- قزلباشي (در ايران به اشتباه مشهور به اهل حق)٬ به اتهام درگِیرِی با نِیروِی انتظامِی در ۱۲ آبان ۱٣٨٣ دستگیر و به ۵ سال حبس و سپس اعدام، محکوم شده است

دستگیر شدگان آذربایجان

تبریز
1- حسن هرگلی(دمیرچی – موسیقدان) 2 - بابک هرگلی 3- چنگیز بخت آور 4 - سیامک بخت آور 5- علی حامد ایمان (مدیر مسئول نشریه توقیف شده شمس تبریز) 6- منوچهر عزیزی 7- غلامرضا امانی 8- حمید پورولی 9- عباس پوراظهری(فعال جنبش مسلمانان مبارز) 10- حسن حاجی ابویی (ارک)11- احمدرضایی(حیدراوغلو ) 12- هاشم میرزاده 13- سعیدبیدخت 14- سعید محمدی 15- محمد نجفی 16- بلال رضایی17 - علی شادی 18- مجید همتی 19- ایوب لطفی 20- ابوالفضل وصالی (مدیر مسئول هفته نامه ندای آذرآبادگان) 21- حسین احمدیان 22 - محمد نجف پور 23 - محمد علیپور 24- محمد بحری 25- خسرو کنعانی 26- جواد کنعانی 27- علی قلی نژاد28 - مصطفی برزگر29- حسن جعفری تازه کند30- محمد تقی اکبری 31- ابراهیم دشتی 32- مسلم جوادپور 33- علی حسین تهمتی 34- امیر ابراهیم پور 35 - شهریار زائر قازانی 36- بهزاد بدرنجی 37- ناصر عباسیان 38 - امیر ربابی 39- علی عشقی 40- عادل زاهدی41- یاشار دلجوان 42- مهدی دشتی43 - رضا غفاری 44- رضا شاکری 45- پرویز قلی پور 46- عزیز قلی پور 47- علی قمری 48- علی مطلبی49- سلیمان حیدری50- بایرامعلی اسدیان 51- وحید شیخ بگلو 52- اصغر فرهادی 53- نقی اکبری 54 - ابراهیم احدپور 55- آنوش آدمی 56- محمد حسین دیربند 57 - بهزاد اشرفی 58 - قادر حیدری 59- عین الله بخشی 60- فرهاد محسنی 61- جواد فرج پور 62- حسن فرشی 63- بابک پروین 64- رضا ابری 65- جمیل امانی 66- یونس کوهی 67- محمد رضا نجفی 68- اصغر نیشابوری 69- بابک برومند 70- امیر ذبیهی 71- علیرضا ربائی72- بهروز اشرفی 73- رحیم عزیز عرب 74- مجید همتی 75- سعید محمدی 76- سعید بیدخت 77- حسن جعفری 78- مجید سفیدیان 79-عزیز دشتی
تهران
80-صالح کامرانی (وکیل) 81- مهدی احمدی 82-سیروس حسین نژاد 83- رامین محمد خانی ( وی هنگام مراجعه به دادگاه جهت پذیرش وکالت اقای صالح کامرانی دستگیر شد )
ارومیه
84-ابراهیم دهقان 85-رضا حیدری 86-حسین نوری 87- کریم حسین پور 88- یوسف سیدی 89- ابراهیم رشیدی 90- محسن یاپیری
اردبیل
91- داود اسدی (دبیر انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل) 92-علی بابایی 93- حسین خیاطی 94- فرید عبدالعلی زاده 95- عدالت عباسی 96- رحیم غلامی 97- شاپور نصرت پور 98- محمد یوسفی 99- آراز غفارزاده 100- عباس لسانی 101- بهزاد خسروانی 102- مهدی محمدپور 103- سلیمان محمدی 104- جعفر (همکار لسانی) 105- جلال تقوی 106- قدیر آذردخت 107- بهروز علیزاده 108- علیرضا یوسفی 108- رامین دیناد 109- قاسم قریبی 110- مصطفی نظر کرده 111- میکائیل سلیم زاده 112- اکبر خوب 113- رسول بهبودی 114- پرویز آقازاده 115- شهرام قوجا بیلی 116- رضا تدین 116- فردین عبادی 117- آقای کشاورز(دانشجوی حقوق) 118- رحیم رضایی 119- قدیر آذر دخت 120- جعفر سبحانی 121- حسن الماسی
مشکین شهر
122- امیر حسین موحدی 123- اسد یعقوبی 124- ایرج موذن زاده 125- فرهاد سروناز
پارس آباد مغان
126- داوود مقامی
خوی
127- حمید خان احمدی
مرند
128- اروج امیری (خبرنگار) 129- داوود شیردل 130- قوجازاده 131-حسین زادگان 132-عیسی اسدی 133- غلامرضا حقیقی 134- عبدالمجید غیبی ( کاریکاتوریست ) 135- غلامرضا ایماندار ( هنرمند )
مراغه
136- حامد یگانه پور 137- یاشار حکاکپور مراغی 138- داوود عظیم زاده 139- مجید پژوهی فام (استاد دانشگاه)
میاندوآب
140- جلال کودعلیلو 141- محسن فرامرزی 142- احد جدی 143- مهدی بازمانی 144- شاهرخ فرامرزی 145- امیر آقازاده 146- امیر ثقفی 147- ولی ظهرابی 148- بهبود قلی زاده 149- علی رازی 150- صمصام محمدی وش151- حاتم رستمی
اهر
152- کریم کارگر 153-امیر بزاز قدیم

+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 19:42 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


لطفا از نوشتن نظرات خارج از سیاست خوداری کنید .

+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 18:35 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


برای فرحناز خوبم : پدر عزیز و مهربونِ فرحناز دبیر جنبش مستقل دانش آموزی (yarandabestani.blogfa.com ) اول مهر از پیش ما رفت و به یزدان پاک پیوست.از طرف همه بچه های جنبش به این دختر باهوش ایران و خانواده عزیزش تسلیت میگم و میخوام بدونه که خانواده ای به وسعت ایران داره و حالا وظیفه سنگینتر ی هم داره. چون حالا پدرش مثل پدر من بخشی از خاک این سرزمین شده. خواهر کوچولوی مبارز از این گوشه دنیا همدردی صادقانه منو بپذیر. دوستان از موارد زیادی پرسیدند. سونیای عزیز از سخنرانی ام در سنای آمریکا پرسید . متن کامل این سخنرانی ترجمه شده و روی وبلاگ خواهد آمد. فیلم کامل این سخنرانی را هم اینجا ببینید:http://www.fakhravar.com/072006video.ram متن انگلیسی سخنرانی را هم در سایت سنا در این آدرس میتوانید ببینید: http://www.senate.gov/~govt-aff/index.cfm?Fuseaction=Hearings.Detail&HearingID=378 من به عنوان نخستین دانشجوی ایرانی توانستم با بلند ترین صدا از عزت دانشجویان ایرانی در جایی که همه تصور میکردند ما تروریست هستیم دفاع کنم. لطفا متن را بخوانید و فیلم را ببینید و اگر سوال بی جوابی بود در خدمتم. در ضمن من با عنوان(دبیر کل جنبش مستقل دانشجویی) سخنرانی کردم نه هیچ عنوان دیگری ! اینروزها در واشنگتن به همراه دیگر یاران دبستانی به سختی مشغول کار روی چند پروژه هستیم. (کنفدراسیون دانشجویان ایرانی ) و ( موسسه ایرانیان اینترپرایز ) که تقریبا تمام وقت من و دوستان برای ثبت و برنامه ریزی روی اینها صرف میشه و همچنین کتاب جدیدم که دارم روش کار میکنم و به زودی بیشتر از این کتاب براتون میگم. دیدارها و سخنرانیها هم که همیشه هست. آخر این هفته در یکی از موسسات بزرگ واشینگتن درباره پرونده هسته ای ایران سخنرانی دارم و بعد به غرب آمریکا پرواز میکنم برای چند تا سخنرانی در (سیاتل) درباره نقض حقوق بشر در ایران و چند تا سخنرانی در حمایت از سناتورهایی که برای آزادی ایران تلاش میکنند. اینروزها خیلی واشینگتن شلوغه و هر روز از روز قبل به آینده ایران امیدوارتر میشیم. به خصوص صحبت سه ساعته با (ناتان شارانسکی ) خیلی عالی بود .نمیتونم بگم چی گفتیم ولی خیلی امیدوار کننده بود. فقط برای اینکه بدونید ناتان شارانسکی کیه ؟ همینقدر بگم که چند ماه پیش از پرزیدنت بوش سوال میکنند که اصول سیاست خارجی ریاست جمهوریش چه چیزهاییه؟ پرزیدنت بوش خیلی شفاف میگه که DNA ریاست جمهوریش و اصول سیاست خارجی دولتش روی نظریات و کتاب ( قضیه دموکراسی ) نوشته ناتان شارانسکی بنا شده. ناتان شارانسکی در سال ۱۹۸۶ درست ۲۰ سال پیش با کمک (ریچارد پرل) از شوروی خارج شد و تلاش زیادی برای فروپاشی شوروی کرد که ۴ سال بعد نتیجه داد. ریچارد پرل از همون روش برای من هم استفاده کرد تا به کمک همه آزادیخواهان فروپاشی جمهوری اسلامی شکل بگیره. جالا شاید دوستان بهتر درک کنند که کمونیستهای چرا اورتدکس چرا به خون من تشنه هستند . بیچاره ها!!!!!!! ..................................................................................................................................... مهندس علی اکبر موسوی خوئینی برای مراسم چهلم پدرش همراه مامورین به مجلس ختم پدرش رفت و همانجا فریادهایش را همه شنیدند که میگفت شکنجه اش کرده اند و کبودی در سر و صورتش دیده میشد. خبر را که خواندم یاد یه خاطره از زندان افتادم.ماهها بود که با حکم قاضی شعبهء ۲۶ دادگاه انقلاب، حداد، به بند جنایاتکاران زندان قصر تبعید شده بودم، تا زندان هشت سالهء سیاسی ام را به واسطهء نوشتن کتاب اینجا چاه نیست، تشکیل جنبش مستقل دانشجویی، مصاحبه با شبکه های خارجی و مبارزات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸سپری کنم. غروب چهاردهم خرداد وضو گرفتم تا نماز بخوانم که به طور ناگهانی و بی دلیل توسط یکی از زندانیان قاتل که در آستانهء اعدام بود، مورد حمله قرار گرفتم. این یک رسم کاملا معمول بود که زندانیان جنایتکار اعدامی وقتی در آستانه اعدام بودند به یکی از زندانیان دیگر حمله میکردند تا پرونده جدیدی برایشان گشوده شده و چند ماهی بیشتر زنده بمانند . مهندس موسوی و فاطمه حقیقت جو (که آنزمان نماینده مجلس بودند) با پیگیریهای پدرم توانستند از این بند نجاتم دهند و به بند سیاسی اوین منتقل شدم . اینروزها مهندس خیلی تنهاست.پدرش نیست و نماینده با شرفی هم باقی نمانده که از بند بازجوهای وحشی ۲۰۹ زندان اوین نجاتش دهد.برایش دعا کنیم.

+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 23:16 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


یاران دبستانی :

 

شگردهای حکومت های استبدادی و دیکتاتوری برای کنترل جنبش دانشجویی ، دستگیری دانشجویان فعال و یا مشغول کردن آنان به پرونده های بی سر و ته در کمیته های انضباطی ، یا دادگاه های فرمایشی بوده و امروز در کشور ما هم همین نسخه ی نخ نما شده و قدیمی به اجرا در می آید . دستگیری رهبران دانشجویی از چند منظور به سود دیکتاتور هاست :

 

۱. دانشجویان و فعالین آزادی خواه در راهروهای دادگاه ها یا کمیته های انضباطی چنان اسیر می شوند که فرصت برنامه ریزی برای اعتراض و تجمع و مخالفت با دیکتارتور را نداشته باشند .

 

۲. در جوّ روانی ایجاد شده و با تحریک عمّال و مأمورین حکومت ، فعالین و گروه های مختلف سیاسی که تحت فشارهای سنگین روحی و خانوادگی و عصبی هم قرار می گیرند به جان هم بیافتند و یکدیگر را به موارد واهی متهم کنند ( و یا این اواخر نامه های احمقانه بر علیه یکدیگر بنویسند و در اینترنت نشر دهند ) ، که به کلّی تمام وقت و انرژی شان صرف کوبیدن رقبا شود و به زودی اقدام بر علیه دیکتاتور به عنوان هدف مبارزه فراموش شده و فقط برای کوبیدن همرزمانشان تلاش کنند ، تا دیکتاتور نفس راحتی بکشد .

 

۳. ارتباط رهبران و فعالین دانشجویی با دانشجویان قطع شده و دیگر درک درستی از یکدیگر نداشته باشند . این مورد در خصوص فعالین دانشجویی در ایران که پس از قیام دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به زندان افتادند بسیار به چشم می خورند.

 

  : نکتهجالب است بدانید دوستان مبارزی مثل اصلاحچی، راعی فرد و  توانچه ، ۱۰ سال پیش وقتی از حیاط دانشکده ی پزشکی ارومیه من و تعداد زیادی ازاستادان و دانشجویان را به سیاه چال های وزارت اطلاعات بردند هنوز مشغول تحصیل در کلاس پنجم ابتدایی و یا اول راهنمایی بودند ، و امروز آقای توانچه پس از یک ماه حضور در سلول های لوکس وزارت اطلاعات جدید که در دوران خاتمی آشپزهای خوبی هم برایش استخدام کردند ، به یکباره احساس نلسون ماندلا پیدا می کنند و ۳۰ روز زندان را معادل ۳۰ سال شکنجه تصور کرده،به خودش اجازه می دهد ۱۴سال مبارزه ی دانشجویی و شکنجه را که در پرونده ی مبارزه و محکومیت صرفا" سیاسی من ثبت شده،زیرسوال  ببرد.

 

یاران دبستانی ؛

 

نخستین شرط دموکراسی که از آن دم می زنیم ، احترام به کسانی است که سالها پیش از ما برای استقرار آن هزینه های سنگین داده اند . بعضی از دوستان اعلام کرده اند که به یاد نمی آورند من و دوستانم در کجای مبارزه دانشحویی بوده ایم . حق دارند!

همانطور که گفتم این قطع ارتباط فیزیکی فعالین دانشجو با دانشگاه ها از طریق زندان ، تعلیق و تبعید ، دقیقا" بخش اصلی از منظور دیکتاتور برای آرام کردن فضای ملتهب دانشگاههاست و ما هم با فراموش کردن دانشجویان زندانی نسل پیش از خودمان و حتی توهین ناجوانمردانه به آنها ، این امکان را می دهیم که دیکتاتور به هدف های خودش برسد .

تا اینجای بازی را خامنه ای برده است و محکم بر تخت سلطنت تکیه زده است و شب ها با نامه ها و افسانه هایی که دوستان چپ و رفقای ناآگاهشان بر علیه ما نسل قبلی ها می نویسند می خندد و آرام می خوابد .

بهتر است بیدار شویم و خواب راحت را با بازگشت به مسیر اصلی مبارزه با دیکتاتور از او و مزدورانش در جمهوری اسلامی بگیریم .

 

 با احترام به تمام مبارزان راه دشوار آزادی

 

     امیر عباس فخرآور 

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 2:4 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


امید وارم موفق باشم

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 1:44 توسط دبیر کل(جنبش دانش آموزی) |


به نام عشق وطن ایرانم
زندگی توی زمستون دارم
زندگیم سخت شده تو ایرانم
سردی زمستون و من دارم


HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

خبر کامل در باره 18تیر
حمله نیروهای امنیتیبه سازمان ادوار تحکیم وحدت شلیک تیر هواییو باز داشت اعضای آن
باز گشت اعضایشورای مرکزی تحکیم وحدت در مقابل درب دانشگاه امیر کبیر در سالروز 18تیر
منشور آزادی ایرانیان
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

دی 1387

آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
آذر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385


Authors

دبیر کل(جنبش دانش آموزی)

آرش فخرآور


Links

وبلاگ جنبش مستقل دانش آموزی
وبلاگ امیر عباس فخرآور
کنفراسیون دانشجویان ایرانی
فریاد یاران
کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی
بیدار باش
دختری که برای عشق، ایران و آزادی میجنگد (میترا)
بهای آزادی(کورش)
یاران دبیستانی (فرحناز)
جنبش آزادی ایرانیان
سایت جنبش
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :